من و تو آدم و حوا نبودیم
جدا از مردم دنیا نبودیم
من و تو با همین مردم نشستیم
ولی انگار با اینا نبودیم
من و تو با همین مردم نشستیم
ولی انگار با اینا نبودیم
من و تو تا نفس باشه من و تو
من و تو تا قفس باشه من و تو
من و تو حرفمون حرف هوس نیست
اگر هم از هوس باشه من و تو
من و تو حرفمون حرف هوس نیست
اگر هم از هوس باشه من و تو


من و تو جونمون از هم جدا نیست

من و تو با تو و من بین ما نیست
من و تو یکی هستیم تا اون حد که دیگه
دل تنهایی ما غیرِ خدا نیست
من و تو تا نفس باشه من و تو
من و تو تا قفس باشه من و تو
من و تو حرفمون حرف هوس نیست
اگر هم از هوس باشه من و تو
من و تو حرفمون حرف هوس نیست
اگر هم از هوس باشه من و تو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:53 توسط ya3r |

نام ترانه : دل من تو رو میخواد
خواننده  : شادمهر عقیلی

اگه حتی عطر دستای تو از یادم بره
یا اگه خورشید چشمای تو از یادم بره
دل من تورو میخواد ( 4 مرتبه )
هر جای دنیا كه باشی
دل من تو رو میخواد
اونور ابرا كه باشی
دل من تو رو میخواد
تو برام كعبه عشقی
توبرام قبله حاجت
از تو گفتن با تو موندن
واسه من شده عادت
دل من تو رو میخواد ( 4 مرتبه )
اگه حتی عطر دستای تو از یادم بره
یا اگه خورشید چشمای تو از یادم بره
دل من تورو میخواد ( 4 مرتبه )
هر جای دنیا كه باشی
دل من تو رو میخواد
اونور ابرا كه باشی
دل من تو رو میخواد
تو برام كعبه عشقی
توبرام قبله حاجت
از تو گفتن با تو موندن
واسه من شده عادت
دل من تو رو میخواد ( 4 مرتبه )

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:52 توسط ya3r |

یه کاری کن که می تونی
یه خونه شو تو ویرونی
از این بیشتر نپرس از عشق
نمی دونم ، نمی دونی

تو این تقویم دلمرده
کسی اشکاشو نشمرده
کجا دیدی که تنهایی
غماشو با خودش برده

یه کاری کن از این بیشتر
نیفتم تو غم آخر
نذار شمع حضور من
یه شعله شه تو خاکستر

نگو دوره ، نگو دیره
نگو این قصه دلگیره
یه عمری رفته از دستم
نیای عشق تو می میره

یه کاری کن که می تونی
یه خونه شو تو ویرونی
از این بیشتر نپرس از عشق
نمی دونم ، نمی دونی

تو این تقویم دلمرده
کسی اشکاشو نشمرده
کجا دیدی که تنهایی
غماشو با خودش برده 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:52 توسط ya3r |

لحظه ها همیشه خواستن
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جاده ی به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من
از غمت جدا نبوده

بیا بیا …. بیا بیا بیا
بیا بیا …. بیا بیا بیا

یه روز چشاتو وا کنی
می بینی من تموم شدم
می بینی جام چه خالیه
یا رفته ام پی خودم

اگه یه روز و روزگار
پیش خودت باز بشینی
تمام این روزا رو
جلو چشات باز می بینی

بیا بیا …. بیا بیا بیا
بیا بیا …. بیا بیا بیا

لحظه ها همیشه خواستن
که تو رو بگیرن از من
چه غریب و ناشناسه
جاده ی به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده
شوقتو از دلم ربوده
ولی یک تپش دل من
از غمت جدا نبوده

بیا بیا …. بیا بیا بیا
بیا بیا …. بیا بیا بیا

چقدر ما فاصله داریم
چرا اینو نفهمیدم
کاش اون روزا می مردمو
یه جور اینو می فهمیدم

دیگه برام نمی مونی
تو چشمات اینو می خونم
چقدر دلم گرفته باز
نمی دونم چی بخونم

بیا بیا …. بیا بیا بیا
بیا بیا …. بیا بیا بیا

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:51 توسط ya3r |


    بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد

حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمیخواد

از چی بگم تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیوسیاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه

وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

میخونم به خدا میخونم از چشای معصوم تو حرفای تورو

میدونم به خدا میدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تورو…

بی تو تو این شبای بد گریم دیگه در نمیاد

حرف غم انگیز دلم جز تو کسی رو نمیخواد

از چی بگم تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیوسیاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟

از چی بگم وقتی دلم از دل تو دور میمونه

وقتی که قلب پاک تو هیچی ازم نمیدونه

میخونم به خدا میخونم از چشای معصوم تو حرفای تورو

میدونم به خدا میدونم اون که جدا کرده روحمو قلب تورو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:50 توسط ya3r |

......................................................................................

هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رو میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

سکوت شیشه ایم رو صدای تو میشکنه
تو آسمون شعرم عشق تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزارو یکشب من پر از صدای تو بود
گریه هر شب من فقط برای تو بود

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:49 توسط ya3r |

یه پنجره با یه قفس ، یه حنجره بی هم نفس
سهم من از بودن تو ، یه خاطرس همین و بس

تو این مثلث غریب ، ستاره ها رو خط زدم
دارم به آخر می رسم ، از اونور شب اومدم

یه شب که مثل مرثیه ، خیمه زده رو باورم
میخوام تو این سکوت تلخ ، صداتو از یاد ببرم

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم

داغ ترانه تو دلم ، شوق رسیدن تو تنم
تو حجم سرد این قفس ، منتظر پر زدنم

من از تبار غربتم ، از آرزو های محال
قصه ما تموم شده ، با یه علامت سوال

بزار کوله بارم روشونه شب بزارم
باید که از اینجا برم ، فرصت موندن ندارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:49 توسط ya3r |

» آهنگ : خسته

دیگر از این فریاد ها


خسته از بی مهری و بیداد ها


خسته از دلبستگی و یاد ها


خسته از شیرین و از فرهاد ها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از این همه دیوانگی


خسته از نادانی فرزانگی


خسته از این دشمنان خانگی


خسته ام از این همه بیگانگی

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از گردش چرخ فلک


خسته از تنهایی و شب های تک


خسته از ایمانم و تردید و شک

خسته از دیو و دَد و دوز و کلک

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام دیگر از این آوارها


خسته از سنگینی دیوارها


خسته از ظلم و بد و آزارها


خسته از بی عاری بیمارها

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

خسته ام از تابش مهر و قمر


خسته از نامردمی های بشر


خسته از بی فطرتان بی هنر


خسته ام از خستگی ها بیشتر

خسته ام ، خسته ام ، خسته ام ، خسته ..

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:46 توسط ya3r |

» آهنگ : پرستوها

مهربانم گوش کن گویی


هیچکس یاد پرستو ها نمی افتد


کوچ ما دیگر نه با فصل است


فصل هم دیگر به باغ ما نمی افتد…

ای پرستو های خسته


سرزمین پاکی ام کو


این خیابان ها غریبه اند


کوچه های خاکی ام کوو

ای صبا گر سوی ایرانم گذشتی

خاک آن را غرق بوی نسترن کن


هر کجا فریاد فرهادی شنیدی


یاد شیرین دل تنهای من کن

ای پرستو های خسته


سرزمین پاکی ام کو


این خیابان ها غریبه اند


کوچه های خاکی ام کوو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:46 توسط ya3r |

» آهنگ : بنمای رخ

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست


بگشای لب که قند فراوانم آرزوست


ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر


کان چهره مشعشع تابانم آرزوست


گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو


آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست…


یعقوب وار وااسفاها همیزنم


دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست


والله که شهر بیتو مرا حبس میشود


آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست


زین همرهان سست عناصر دلم گرفت


شیر خدا و رستم دستانم آرزوست


دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست


گفتند یافت مینشود جستهایم ما


گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست


پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوست


آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست زلف یار


رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

گوشم شنید قصه ایمان و مست شد


کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست


یک دست جام باده و یک دست زلف یار


رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:45 توسط ya3r |


» آهنگ : قدیم

زندگی هم زندگی های قدیم


عشق هم آن عشقهای آتشین


یار هم یاری که با من یار بود


در عبور روزهای دلنشن

گفتگو هم گفتگوهای قشنگ


در شبان شعر و مهتاب و شراب…


بوسه هم آن بوسه های غرق مهر


تا سحرگاهان پیش از آفتاب

موسیقی هم ساز فرهنگ شریف


با صدای زیر و بم های بنان


پنجه هم ازآن پرویز و ملک


یا کسایی نی نواز جاودان

شعر هم تعبیر سهراب و فروغ

از خدا از بودن و دلخستگی


ارتباط شاملو با قلب خویش


یا که نادرپور با دلبستگی

موسیقی هم ساز فرهنگ شریف


با صدای زیر و بم های بنان


پنجه هم ازآن پرویز و ملک


یا کسایی نی نواز جاودان

شعر هم تعبیر سهراب و فروغ

از خدا از بودن و دلخستگی


ارتباط شاملو با قلب خویش


یا که نادرپور با دلبستگی

زندگی هم زندگی های قدیم…

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:44 توسط ya3r |

.........................................................................

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

یه طرف همه سیاه و
یه طرف همه سفیدیم
این طرف ریشه نداریم
اون طرف ریشه بریدیم

اگه از دیوار خونه
چشممون جدا نمی‌شد
یه درخت پیر انجیر
همه چیز ما نمی‌شد

بسکه زندگی‌ نکردیم
وحشت از مردن نداریم
ساعتو جلو کشیدن
وقت غم خوردن نداریم

برای اون یه وجب خاک
همه دنیامونو دادیم
ما برای بوی گندم
خیلی‌ چیزامونو دادیم

هیشکی یادمون نداده
خنده هامونو ببینیم
این فقط درد وطن نیست
ما تو غربتم همینیم

اینور‌ و اونور دیوار
درد ما هنوز همونه
آی‌ شقایق ما جماعت
دردمون از خودمونه

تو همه خاطره هامون
حق دشمن مرده باده
حتی راه دشمنی رو
هیشکی یادمون نداده

یه دیواره، یه دیواره
که یه عمر آزگاره
اونورش همیشه بن‌بست
اینورش هیچی‌ نداره

از عذاب این قبیله
هممون خون از هم بریدیم
حسّ همخونی نداریم
چون قبیلمونو دیدیم

ما که تو زمزمه هامون
هی‌ به داد هم رسیدیم
یکی‌ یادمون بیاره
کی‌ به داد هم رسیدیم

تو هجوم این همه حرف
هر جوابی یه سقوطه
تو بگو هرچی‌ که میخوای
من که سنگرم، سکوته

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:41 توسط ya3r |


اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر

اسیر رویاها میشم ، دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه ،به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیاره یاری ، چرا میری تنهام میزاری؟


اگه فراموشم کنی ،ترک آغوشم کنی

پرنده ی دریا میشم ، تو چنگ موج رها میشم

به دل میگم خاموش بمونه ،میرم که هرکسی بدونه

میرم به سوی اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری


اگه یه روزی نومتو(نامتو) تو گوشه من صدا کنه!،دوباره باز غمت میاد که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ،که باز برات آواز بخونم،که باز برات آواز بخونم


اگه باز دلت میخواد ،یار یکدیگر باشیم

مثوله(مثال) ایامه قدیم ، بشینیمو سحر پاشیم

باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری


اگه میخوای پیشم بمونی، بیا تا باقیه جوونی

بیا تا پوست و استخونت، نزار دلم تنها بمونه

بزار شبام رنگی بگیره ، دوبار آهنگی بگیره

بگیره رنگه اون دیاری ،که توش منو تنها نزاری


اگه یه روزی نومه(نام) تو ، تو گوشه من صدا کنه،

دوباره باز غمت میاد، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ، که باز برات آواز بخونم، که باز برات آواز بخونم

داریوش : اگه یه روزی نومه تو باز ، تو گوشه من صدا کنه

دوباره باز غمت میاد ، که منو مبتلا کنه

به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تمومه جونم ، که باز برات آواز بخونم، که باز برات آواز بخونم

که باز برات آواز بخونم(۳)

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:39 توسط ya3r |


من از شهر غریب بی نشونی اومدم
برای هم صدایی ، هم زبونی اومدم

من از دشتهای دور و جاده های پرغبار

سراپای وجودم اشتیاق و انتظار


پر از گرد و غبار میام از راه دور
من از قصه پرم ؛ توای سنگ صبور
چه خوبه پاك كنی غبارو از تنم

که خستم از سفر به فکر موندنم


غریب آشنا ، غریب آشنا
به حرفام گوش بده ؛ بخون بازم برام
من و تو باهمیم ؛ نگو تنهام


چه خوبه سقفمون یكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی پیشم
تو زندونم با تو من آزادم


تو از شهر غریب بی نشونی اومدی
تو با اسب سفید مهربونی اومدی
تو از دشتای دور و جاده های پرغبار
برای هم صدایی ، هم زبونی اومدی


تو از راه میرسی ، پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، میاد همرات بهار
چه خوبه دیدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت


غریب آشنا ، دوستت دارم بیا
میشینم می شمرم روزا و لحظه ها


چه خوبه سقفمون یكی باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردی خونم
تو زندونم با تو ، من آزادم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:34 توسط ya3r |


ای چراغ هر بهانه از تو روشن از تو روشن
ای که حرفهای قشنگت منو آشتی داده با من
من و گنجشکهای خونه دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه
باز میاییم که مثل هر روز برامون دونه بپاشی
من و گنجشکا می میریم تو اگه خونه نباشی
همیشه اسم تو بوده اول و آخر حرفام
بس که اسم تو رو خوندم بوی تو داره نفس هام
عطر حرفای قشنگت عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون سرخه گونه های عاشق
شعر من رنگ چشاته رنگ پاک بی ریایی
بهترین رنگی که دیدم رنگ زرد کهربایی
من و گنجشکای خونه دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو پر می گیریم از تو لونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:32 توسط ya3r |


یکی نیست با من خسته
توی قلبش جای بگیرم
توی دستای قشنگش
بمونم تا که بمیرم
یکی نیستش تا که بتونم
شعرم براش بخونم
ببینم عشق تو چشماش
تا اَبد پیشش بمونم
یکی نیست که دریا ها رو
پیشکشی براش بیارم
نوعروس ماهی ارو
جلوی پاهاش بذارم
ابرارو پایین بیارم
سایه بون براش بسازم
وقتی دستاشو میگیرم
عمرمو بهش ببازم
یکی نیستش که بتونه
منو هم صدا بدونه
قصه ی قلبش هیچ کس
نمیاد برام بخونه
نمیاد برام بخونه
من اون مرد غریبی
که دل از دنیا شکسته
خسته وغمگین و تنها
کوه غم راهش بسته
درد و رنج گریه کردن
اگه اینه قصه ی من
مُردنم صد دفعه بهتر
آخه زندگی رسیدن
یکی نیستش که بتونه
منو هم صدا بدونه
قصه ی قلبش هیچ کس
نمیاد برام بخونه
نمیاد برام بخونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:32 توسط ya3r |


بازنکن به گریه تا گریه کنم به جای تو
بغض دوباره سَرمده تا من هم صدای تو
تا من هم صدای تو
خواب همیشگی من حدیث تعبیر تو بود
بسته همه جواب من به لحظه ی چرای تو
به لحظه ی چرای تو
سرت سلامت ای عزیز چه خوش به ما رسیده ای
چراغ کلبه ام دگرروشن از صفای تو
کلبه ی ما غنی نبود
هِرمه ی سوزنی نبود
نیست به جز پوست تنم تا بکنم رَدای تو
توهمه ی مذهب من
تو رَهیا رهبرمن
تو به عبارتی خدام تا که شوم خدای تو
خوش آمدی خوش آمدی
چه به ما خوش رسیده ای
چراغ کلبه ام دگرروشن از صفای تو
من به خطا نرفته ام
گربه توآلوده شدم
تو گر مرا شکسته ای
این نبود خطای تو
این نبود خطای تو
تنم که بیمار تو بود از نفست شفا گرفت
زنده نمی شود دلم جز به دم و دوای تو
جز به دم و دوای تو
سرت سلامت ای عزیز چه خوش به ما رسیده ای
چراغ کلبه ام دگرروشن از صفای تو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:31 توسط ya3r |


رفتنت ظهور ظلمت
قصه ی مردن من بود
واسه من گسستن تو
همه تاریکی و غم بود
رفتنت هجوم گریه
صحنه ی طلوع ماتم
مرگ معصوم گل عشق
آخرین غرور شبنم
یه روزی این همه با هم
سرد و بیگانه نبودیم
زیر لب حدیث عشق
عاشقانه می سرودیم
بین ما پنجره اما
لحظه ی بسته نمیشد
دلم به گریه هاش بود
چشمامون خسته نمیشد
مرمر روشن چشمات
شمع پرفروغ خونه
ای برای گریه کردن
اسمت آخرین نشونه
لحظه ها ثانیه هامون
همه تکرار من و تو
خالی ازرنجش دوری
پره بیدارمن و تو
اما امروز که غریبیم
مهربونترین صداکو
سینه از نفس گرفته
آشناترین هوا کو
اما امروز دل تنگم
جزیه جسم پاره نیست
غیرجون سپردن انگار
برای من چاره ی نیست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:28 توسط ya3r |


تو رفتی و منو دیوونه کردی
به دنبال خودت رونه کردی
تو که نبودی هم ولایت عشق
تو شهرپرهیاهو خونه کردی
تو شهرپرهیاهو خونه کردی
من از بوی خوش گندم گذشتم
که با تو توی شهر تو بمونم
میدونم نمیتونم مثل اونجا
توشالیزارواسه دلم بخونم
توشالیزارواسه دلم بخونم
توشهرتو به غیراز بوق کرلا
نمیرسه به گوش من صدایی
من بی خانمون از کی بپرسم
که تو پریده از شاخه کجایی
که تو پریده از شاخه کجایی
تا گم شدی تو شهر شیشه و نور
قفس بودی واسه این شیر مغرور
تو شهرمن توقلبم جا گرفتی
ولی اینجا تو دورازمن منم دور
توشهرتو به غیراز بوق کرلا
نمیرسه به گوش من صدایی
من بی خانمون از کی بپرسم
که تو پریده از شاخه کجایی
که تو پریده از شاخه کجایی
تو رفتی و منو دیوونه کردی
به دنبال خودت رونه کردی
تو که نبودی هم ولایت عشق
تو شهرپرهیاهو خونه کردی
تو شهرپرهیاهو خونه کردی
برام نفس کشیدن سخت اینجا
مثل ماهی که تو دستای خاک
تنم زیر سُم ماشین اما
دلم واسه هوای تو هلاک
دلم واسه هوای تو هلاک
توشهرتو به غیراز بوق کرلا
نمیرسه به گوش من صدایی
من بی خانمون از کی بپرسم
که تو پریده از شاخه کجایی
که تو پریده از شاخه کجایی
توشهرتو به غیراز بوق کرلا
نمیرسه به گوش من صدایی
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:27 توسط ya3r |


یک حمومی من بسازم
چل ستون . چل پنجره
جانم چل ستون . چل پنجره
کج کلاه خان توش بشینن
با یراق و سلسله
جانم با یراق و سلسله
ای حمومی . ای حمومی
راه حمومت کجاست . جانم راه حمومت کجاست
کیسه مخمل بدوزم . سنگ پاشویت طلاست
جانم سنگ پاشویت طلاست
دل میگه برو برو . نه پس بیا بیا بیا
دل میگه برو برو . نه پس بیا بیا بیا
برو برو که خوب شناختمت
خوب شد به دل نباختمت
برو برو که خوب شناختمت
خوب شد به دل نباختمت


+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:24 توسط ya3r |


غم اگه نوشتنی بود اگه غصه گفتنی بود
من هزار تا قصه داشتم
همه شَم شنیدنی بود
هرجا حرفی باشه ازمن
قصه ی عمرای کوتاه ست
قصه یه درد کهنه
حرف بعد عهد به دنیاست
قصه ی صد تا کتابم
یه سوال بی جوابم
عمرکوتاه یه خوابم
من حباب روی آبم
هنوزاز راه نرسیده
میدونم رفتنی ام من
موندنم لحظه به لحظه
پرازوحشت رفتن
من چرا قطره نباشم
من که از آبهای دریا
پس چرا بود و نبودن ها
یه ازسرباش تو دنیا ها
نمیخوام حباب بمونم
بیا سر باشم تو دنیا
دوست دارم یه قطره باشم
کوچ کنم برم به دریا
تا بشم بارون ابرا
ببارمم روزها و شب ها
رو لب تشنه و خشکه
خشک ترین صحرای دنیا

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:21 توسط ya3r |


آخرین اسم آوازم
آخرین همدم سازم
مثل ابروتن مهتاب
با توهمراه و همرازم
اون که از من گریزونه
خسته ی درد پنهونه
اون تو هستی که آوازت
مثل آواز بارونه
بارونه
اون چشمات که گریونه
اسیر یک غم پنهون
اسیر یک غم پنهون
تو صدات قصه ی رفتن
روی لبات تب تنهایی
دلت از این خونه بیزاره
هم صدات سنگ دیواره
من برات مثل مهمونم
منم که قَدره ُت می دونم
منو و تو شعر یک آهنگیم
هم صدای مو
هم رنگیم
هم رنگیم
هماهنگ
صدای مرغ شباهنگ ایم
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:21 توسط ya3r |


من یه عمری یه که حرف تو رو باور کردم
خوب ترین روزهای عمرم رو به پات صرف کردم
هرچی داشتم تو گرفتی منو پیرم کردی
دیگه از زنده بودن تو دنیا سیرم کردی
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
وقتی پیری سایه انداخت رو سرم
پیرم کرد
میون درد و غَماش کرفت و زنجیرم کرد
تو دل شکسته امو دادی و گفتی برو
دل زارخسته امو دادی و گفتی برو
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
من دل شکسته ام راه گرفتم رفتم
ساده دل من که هنوز از تو به دل می گفتم
شب و روز زندگیم رنگ چشات هنوزم
هرچی میاد به سرم کار نگاهته هنوزم
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده
حالا هر وقت که میام رَد شم ازاین کوچه برم
سرپای تنم تلخی یه غربت میگیره
جای پای گریه هام روی سنگهای کوچه است هنوز
دیدنش در به دریهام به یادم می آره
طفلی این دل که اسیر تو شده
پا به پات مونده و پیر تو شده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:20 توسط ya3r |

برقی زده نگاهی اتش کشیده ما را برقی زده نگاهی اتش کشیده ما را دل رفته برنگشته ای عاشقان خدا را گفتم که خونبهای دل رو بده زلبها شیرین زبونی کرده خرید مفت فردا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا بخواد نخواد فداش میشم قربونی نگاش میشم یه روز بلا گردون اون چشمای دل سیاش میشم بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد خونه خرابم دیگه خونش اباد بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد خونه خرابم دیگه خونش اباد یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا برقی زده نگاهی اتش کشیده ما را برقی زده نگاهی اتش کشیده ما را دل رفته برنگشته ای عاشقان خدا را گفتم که خونبهای دل رو بده زلبها شیرین زبونی کرده خرید مفت فردا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا بخواد نخواد فداش میشم قربونی نگاش میشم یه روز بلا گردون اون چشمای دل سیاش میشم بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد خونه خرابم دیگه خونش اباد بخواد نخواد دل دیگه رفته ای داد خونه خرابم دیگه خونش اباد یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا یکی بدادم برسه واویلا یه دل داره 1000 هزار تا سودا دلبر من بجای دل تو سینش انگار خدا گذاشته سنگ خارا
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:19 توسط ya3r |


+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:18 توسط ya3r |


تو که با برف زمستون امدی یک شبه رفتی
همه حرفامو شنیدی اما حرفهاتو نگفتی
منم اینجا تک و تنها واسه فردای تو موندم
توی صحرا و بیابون همه جا اسم تو خوندم
توهمونی تو همونی
توهمونی که میتونه
منو برگردونه خونه
اگه بمونی من میخوام آیینه دار تو باشم
گل باشی و من دست هر غریبه خار تو باشم
تو که میدونی نفس من هوای تو رو میخواد
تو مهربونی میدونم نسیم تو بازم می آد
توازهمون خواستنی
توی که از خود منی
گلی برای دیدنی بویدنی
رو تن دیوارخونه خزیدن پیچک های ما
هنوزم پنجره بازه
اما کوچه خالی از تو
تو دل من با تو بودم
میزنه از نو جوونه
تو همونی که میتونه منو برگردونه خونه
تو همونی تو همونی
تو همونی که میتونه منو برگردونه خونه
ای همه خوبی تو حریم پاک نجابتی
گل اناری تو به رنگ سرخ خجالتی
یاد تو مونده با تموم لحظه های خوب من
من از تو دورم تو برام ازغربت زیارتی
تو فصل خوب بودنی
شب خوش قنودمی
تو نغمه های دلکش سرودمی
رو تن دیوارخونه خزیدن پیچک های ما
هنوزم پنجره بازه
اما کوچه خالی از تو
تو دل من با تو بودم
میزنه از نو جوونه
تو همونی که میتونه منو برگردونه خونه
تو همونی تو همونی
تو همونی که میتونه منو برگردونه خونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:18 توسط ya3r |

نمیدونم چرا دیشب دوباره
تو خواب راحت من پاگذاشتی
شتابون اومدی اون نیمه ی شب
شرشک غم تو چشمام جا گذاشتی
اگه یادت باشه خودت میخواستی
که هر چی بود میان ما تموم شه
تو رفتی و برات فرقی نمیکرد
که خواب خوش به چشمونم حروم شه
اگه حرفی واسه گفتن نداری
چرا شبها نمیذاری بخوابم
تو که با من سر یاری نداری
چرا هر نیمه شب ایی به خوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
نبودی تا ببینی از غم تو
چه شبها سر روی زانوم گرفتم
مثه ابر بهاری گریه کردم
تا اینکه عاقبت اروم گرفتم
نمیخواستم که بعد از رفتن تو
دیگه هیچکس سراغ از من بگیره
حالا باز م میای شبها بخوابم
نمیخوام یاد تو در من بمیره
اگه حرفی واسه گفتن نداری
چرا شبها نمیذاری بخوابم
تو که با من سر یاری نداری
چرا هر نیمه شب ایی به خوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم
چرا شبها نمیذاری بخوابم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:16 توسط ya3r |

تا کی بشینم منتظر تا خبری از تو بیاد؟
دل دیگه طاقت نداره این انتظارو نمیخواد
تا کی بگم بمون بمون توو این خیال ِ ناتموم؟
تا کی باید بهش بگم عمرشو پات کنه حروم؟
تا کی باید گل بچینم بعد اونارو پرپر کنم؟
تا کی توو این بهتِ غریب این انتظارو سر کنم؟
تا کی باید عاشق باشم, عاشق ِ اونکه دوره ازم؟
تا کی باید خواب ببینم اما به رویام نرسم؟

بسه دیگه بسه دیگه به من بگو که وعده گاهمون کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس
به من بگو به من بگو که وعده گاه من کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس

به من بگو کدوم شبه که میرسه به چشم تو
ستاره ی قشنگ من به من بگو به من بگو
تا کی شبامو پس بدم تا تورو پیدا بکنم
بیا بمون که من شبو پیش تو فردا بکنم


پیش تو فردا بکنم

بسه دیگه بسه دیگه به من بگو که وعده گاهمون کجاس
بسه دیگه بسه دیگه به من بگو که وعده گاهمون کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس
به من بگو به من بگو که وعده گاه من کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس

به من بگو کدوم شبه که میرسه به چشم تو
ستاره ی قشنگ من به من بگو به من بگو
تا کی شبامو پس بدم تا تورو پیدا بکنم
بیا بمون که من شبو پیش تو فردا بکنم


پیش تو فردا بکنم

بسه دیگه بسه دیگه به من بگو که وعده گاهمون کجاس
بسه دیگه بسه دیگه به من بگو که وعده گاهمون کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس
به من بگو به من بگو که وعده گاه من کجاس
به من بگو کدوم غزل رمز صدای بی صداس

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 19:2 توسط ya3r |


لبخند معصومت، دنیای آرومت

خورشید تو چشمات، قدرشو می دونم!

موهای خرماییت، دستای مردادیت

شهریور لبهات، قدرشو می دونم!

خورشیدم، خانومم من با تو آرومم...

رویامی، دنیامی دستاتو می بوسم

خورشیدم، خانومم من با تو آرومم...

دنیامی، رویامی دستاتو می بوسم

زیبایی، محجوبی، مغروری، جذابی!

چشماتو می بندی با لبخند می خوابی

تا وقتی اینجایی این خونه پا برجاست

ما با هم خوشبختیم، دنیای ما زیباست!



خورشیدم، خانومم من با تو آرومم

رویامی، دنیامی دستاتو می بوسم

خورشیدم، خانومم من با تو آرومم

دنیامی، رویامی دستاتو می بوسم

لبخند معصومت، دنیای آرومت

خورشید تو چشمات، قدرشو می دونم!

موهای خرماییت، دستای مردادیت

شهریور لبهات، قدرشو می دونم!

خورشیدم، خانومم من با تو آرومم...

رویامی، دنیامی دستاتو می بوسم

خورشیدم، خانومم من با تو آرومم...

دنیامی، رویامی دستاتو می بوسم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:55 توسط ya3r |

وقتی رفتی تو از پیشم تموم ِ آرزوهام مُرد
ندیدی که شکست قلبم ندیدی قلب ِ من آزرد
بیا برگرد عزیز ِ من که بدجوری دلم تنگه
در و دیوار ِ این خونه با من بدجوری می جنگه

آه نیستی ببینی تنهاییامو
صدای هق هق ِ شب گریه هامو
آه نیستی ببینی تنهاییامو
صدای هق هق ِ شب گریه هامو

بیا بگذر ببخش خوبم گناهم را
حلالم کن

بگو کی بود تورو راحت گرفت از قلبِ تنهام؟


کدوم نارفیقی بود که نفهمید من تورو میخوام؟
خدا لعنت کنه اونکه تورو از من جدا کرد
منو توو اوج ِ غم و بی کسی, بی همنفس تنها رها کرد

بیا بگذر ببخش خوبم گناهم را
حلالم کن

آه نیستی ببینی تنهاییامو
صدای هق هق ِ شب گریه هامو
آه نیستی ببینی تنهاییامو
صدای هق هق ِ شب گریه هامو

بیا بگذر ببخش خوبم گناهم را
حلالم کن

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:54 توسط ya3r |

یادمه اون دم ِ آخر با چشام بهت میگفتم...

یادمه اون دم ِ آخر با چشام بهت میگفتم
میری و من تا همیشه یاد ِ این لحظه میفتم
باورم نمیشد هرگز که جدایی در کمینه
مرگ ِ من با رفتن ِ تو راهِ حل ِ آخرینه

حالا از وقتی که رفتی بغض ِ عالم توو گلومه
تنها یک بار تورو دیدن این تموم ِ آرزومه
کاشکی بودی و میدیدی بعد تو چه حالی دارم
توو شبای تلخ ِ گریه شونه‌هاتو کم میارم



درد ِ بی تو زنده بودن به خدا درد ِ کمی نیست
توی قلب ِ خسته ی من غیر ِ تو جای کسی نیست
غیر ِ تو جای کسی نیست

کاشکی بودی و میدی بعد ِ تو چه حالی دارم
توو شبای تلخ ِ گریه شونه‌هاتو کم میارم



کاشکی بودی و میدی بعد ِ تو چه حالی دارم
توو شبای تلخ ِ گریه شونه‌هاتو کم میارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:54 توسط ya3r |

اگه مهتاب بشی به من بتابی منم رخت سیامو در میارم
اگه بارون بشی نم نم بباری منم یادم میره که شوره زارم
اگه افتاب بشی تو باغ ابرا منم تو اتیشت پروانه میشم
اگه عاشق بشی حتی دروغی میمونم با غمت هم خونه میشم
میمونم تا نگی فکر سفر بود نگی مثل پرستو در به در بود
میشم کفتر میسوزم تا بدونی که پاسوز غمت اتیش به پر بود که پاسوز غمت اتیش به پر بود


میشینم کنج قصه شعر میسازم واسه ی ناز گل زیر بارون
میخوابم خواب چلگیسو ببینم به جای این همه خواب پریشون
میپوشم رخت بودن تا ته خط به عشق با تو بودن پا میگیرم
به جونم میخرم تنهاییاتو برای گریه هات اسون میمیرم


برای گریه هات اسون میمیرم



میمونم تا نگی فکر سفر بود نگی مثل پرستو در به در بود
میشم کفتر میسوزم تا بدونی که پاسوز غمت اتیش به پر بود که پاسوز غمت اتیش به پر بود

اگه مهتاب بشی به من بتابی منم رخت سیامو در میارم
اگه بارون بشی نم نم بباری منم یادم میره که شوره زارم
اگه افتاب بشی تو باغ ابرا منم تو اتیشت پروانه میشم
اگه عاشق بشی حتی دروغی میمونم با غمت هم خونه میشم
میمونم تا نگی فکر سفر بود نگی مثل پرستو در به در بود
میشم کفتر میسوزم تا بدونی که پاسوز غمت اتیش به پر بود که پاسوز غمت اتیش به پر بود

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:51 توسط ya3r |

حس میکنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل ِ سر سبدِ تو بودم

حس میکنم توو این روزا نمیخوای
یه لحظه هم حتی منو ببینی
کاش میدونستم عشق ِ دیروز ِ من
فردا که شد تو با کی همنشینی

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

حس میکنم حضور ِ من کنارت
باعث ِ دلخستگی تو باشه


شاید سفر رفتن ِ من یه فصل ِ تازه ای از زندگی ِ تو باشه
حس میکنم باید ازینجا برم
جایی که هیشکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست

حس میکنم دیگه دوسم نداری
حس میکنم زیادیه وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل ِ سر سبدِ تو بودم

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

دوسم نداری میدونم دوسم نداری
اما توو چشمات میخونم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدونِ تو من دیوونه میشم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:50 توسط ya3r |

به وقتش

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش

به وقتش میرم و تنهات میذارم
به وقتش اشک تورو در میارم
منم بهت دروغ میگم یه روزی
میدونم آتیش میگیری میسوزی
وقتی بهت بدی کنم یه خورده
تازه میفهمی بازی رو کی برده

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش
به وقتش به وقتش

وقتش که شد بهت میگم کی هستم
بهت میگم منتظر چی هستم
رنگ سیاه زدی به روزگارم
میخوام تلافیشو سرت درآرم
منم میشم مث خودت به زودی
اما بدون مقصرش تو بودی

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش
به وقتش به وقتش

وقتش که شد بهت میگم کی هستم
بهت میگم منتظر چی هستم
رنگ سیاه زدی به روزگارم
میخوام تلافیشو سرت درآرم
منم میشم مث خودت به زودی
اما بدون مقصرش تو بودی

ساده ازت دل میکنم به وقتش
آتیش به جونت میزنم به وقتش
به وقتش به وقتش

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:47 توسط ya3r |

جاده

بی تو من سرد و تنهام
با تو من دور از غمهام
با تو من هر شب هر روز
همیشه غرق رویام

بی تو من سرد و تنهام
با تو من دور از غمهام
با تو من هر شب هر روز
همیشه غرق رویام

همیشه خوبی, مهربونی
تو میتونی از نگاهم عشقو بخونی
تو میتونی, آره تو میتونی عاشق بمونی

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

نازم, جونم, به عشق تو اسیرم, عاشقم
عمرم با من بمون نمیرم, عاشقم باش عاشقم باش

وقتی که نیستی دل من میگیره, بی تو جون میکنه میمیره
پیش تو اما زندگی شیرینه, بی تو میمیرم وای میمیرم

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

جون… جونم تورو میخواد
قلب… قلبم تورو میخواد
دل… این دل تورو میخواد
عمرم جونم فدااات

فقط یک بار بهم بگو, بهم بگو دوستت دارم
با من بمون, بهم بگو دلواپست نمیذارم

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

تو نباشی من میمیرم
تو نباشی من میشکنم
تو نباشی دربدر میشم و گم میشم توی جاده

توی جاده

توی جاده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:46 توسط ya3r |

یا رب

آشفته زمانی ست یا رب کمکم کن
اُفتِ زندگانی ست یا رب کمکم کن

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد
عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو
گر من هنری دارم باشد به رضای تو

یا رب یارب یارب

آآآآه
خوبی و بدی بر همه تاثیرگذار است
راهی بکشانم که به خوشنامی قرار است

از نیک سرشتی منو بی بهره نگردان
این بنده ی درمانده به درگاه تو زار است

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد
عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو
گر من هنری دارم باشد به رضای تو

یا رب یا رب یا رب

یا رب منه من را بستان و تهی ام کن
طوطی صفت و آینه وار همچو نی ام کن

کان هر سه ندارد به خود بار منیت
بیخود ز خود از مستی آنگونه می ام کن

یا رب یا رب یا رب

یک لحظه دلم بی عشق آسوده نباشد
عشقی که به ناپاکی آلوده نباشد

ای چشم امید من بر لطف و عطای تو
گر من هنری دارم باشد به رضای تو

یا رب یا رب یا رب

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:46 توسط ya3r |

مادر

مادرم… وقتي تو غربت, ياد ياران ميکنم, عکسه ماهت رو هميشه, بوسه باران ميکنم
مادرم… اگه خدا خواست که به خدمتت بيام, جان فدايه تو به ره, جان نثاران ميکنم, جان فدايه تو به ره, جان نثاران ميکنم

مادر صفاتو قربون, شوقه نگاتو قربون, وقتي صدام ميکني, زنگ صداتو قربون
کم نشه سايت از سرم, الهي قربونت برم,الهي قربونت برم
وني که فدات ميشه, منم, اي همه جانو تنم, مگه ازت دل ميکنم

کسي جاي تو رو تو قلبه من نميگيره هرگز, مادر
اردتمندي در وجوده من نميميره هرگز, مادر
کسي جاي تو رو تو قلبه من نميگيره هرگز, مادر
اردتمندي در وجوده من نميميره هرگز, مادر

اي شاد به اين ترانه عشق, اي وجوده تو بهانه عشق

کم نشه سايت از سرم, الهي قربونت برم,الهي قربونت برم

اوني که فدات ميشه منم, اي همه جانو تنم, مگه ازت دل ميکنم

مادرم فکر نكن حتي يه لحظه, از تو غافلم, تويي گل سرسبده باغ و گلستانه دلم
مادرم اينو بدون تويي تو دنيا, عزيزترين کسم, دلم مي خواد همش بگم, دوست دارم مادر, مادر نفسم

کم نشه سايت از سرم, الهي قربونت برم,الهي قربونت برم
اوني که فدات ميشه منم, اي همه جانو تنم, مگه ازت دل ميکنم
اوني که فدات ميشه منم, اي همه جانو تنم, مگه ازت دل ميکنم, مادر

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:45 توسط ya3r |

می میرم

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

عاشقی مثل من چه جوری بمونه بی تو
محاله دل معنی عشقو بدونه بی تو
بگو چکار کنم که شاید تو باورت شه
برای زندگی ندارم بهونه بی تو
برای زندگی ندارم بهونه بی تو

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

اینجوری که من عاشقم این روزا غیر عادیه
خوب میدونم نگاه تو از سرمم زیادیه
ارزش با تو بودنو میدونه قلب عاشقم
الهی با تو بگذره تمامی ِ دقایقم

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

بخاطر خدا بس کن, از این دوری هراسونم
تو حالمو که میبینی دیگه چی میخوای از جونم
نذار دلم به دست تو بیشتر از اینا بشکنه
تموم دلخوشی ِ من تورو یه روزی داشتنه
نذار دلم به دست تو بیشتر از اینا بشکنه
تمام دلخوشی ِ من تورو یه روزی داشتنه

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

بذار که دستتو بگیرم
ببین به عشق تو اسیرم
اگه توو قلبت جا نگیرم بدون میمیرم, بدون میمیرم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:44 توسط ya3r |

مهربونی

شاد و شاد و شاد و شاد و شادم و شادم از دولت عشقت

البته كه زيبايي،‌ زيبا مثل گل هايي
البته كه مي دونم دلچسب و دل آرايي
ولي بيشتر از اين ها، مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم

دلم عادت نداره بر تب و تاب
تو به من مثل ستاره ها بتاب
خونه ي عشقو نشون من بده
نذار عاشق بمونم فقط تو خواب

شاد و شاد و شاد و شاد و شاد و شادم از دولت عشقت
شاد و شاد و شاد و شاد و شاد و شادم از شوكت عشقت
منو خوشبخت مي كنه بركت عشقت
ما رو خوشبخت مي كنه بركت عشقت
مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم

اگه دل فقط بره دنبال چشم و ابرو
يا پي مال و منال هر طرف و به هر سو
چه بسيار بهتر از من ها واسه تو
چه بسيار بهتر زيبا واسه من
ولي حسن جمال به تبي بنده
ثروت و مال به شبي بنده
واسه ي همينه مهربونيتو دوست دارم
خانوميتو دوست دارم
با وفا بودنتو، با صفا بودنتو
با خدا بودنتو دوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:44 توسط ya3r |

من

تو واسه من عزیزتر از آنی که از تو دلگیر بشم
من… من… محاله از تو سیر بشم

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره

من… من… محاله از تو سیر بشم

توی اوج بی کسی هام, دلواپسی هام
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد

توی دشت بی پناهی, بی تکیه گاهی
یاوری از غیب رسید به فریاد
شکر خدایی که تورو به من داد

من… من… محاله از تو سیر بشم

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره

من… من… محاله از تو سیر بشم

اشتیاق زندگانی با تو در من زنده شد
باغ ویران دلم از عطر گل آکنده شد

خسته از بی حاصلی عمر بودم آمدی
حاصل بی ارزش من لایق و ارزنده شد

من… من… محاله از تو سیر بشم

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون طفلی دلم به عشق تو اسیره

کی میتونه جای تورو توو قلب من بگیره
اینو بدون عاشق تو داره واست میمیره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:44 توسط ya3r |


تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
هنوزم تو برای من همون عشق نفسگیری
اگر چه یک نفس دیگر سراغم را نمیگیری
تو با من نیستی اما جدا هم نیستی از من
نه می مانی کنار من, نه در قلبم تو میمیری
تو میمیری
منم خو کرده ی دردی که درمانش نمی بینم
یقین در سرنوشت من تو دست سرد تقدیری
تو دست سرد تقدیری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
منم خو کرده ی دردی که درمانش نمی بینم
یقین در سرنوشت من تو دست سرد تقدیری
تو دست سرد تقدیری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری
تویی آن موج سرگردان, منم آن ساحل تنها
که میکوبی به قلب من ز خشمت هر زمان تیری
گریزم نیست از عشقت که هم دوری و هم نزدیک
دل من قاب تنهایی تو در این قاب تصویری

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:43 توسط ya3r |

زندگی

زندگی خوب و بدش به کام ما شد
قرعه ی عشقی زد و به نام ما شد

اونی که حتی تو خوابم نمی اومد
توی بیداری اومد عاشق ما شد

اگه دنیا پر از عاشق نباشه
تو این دنیا دل صادق نباشه

همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین و آسمون یکجا فنا شه

اگه بند بندم از هم دیگه وا شه
اگه سر از تنم بخواد جدا شه

نمی زارم تو این دنیای بی مهر
یه لحظه قحطی مهر و وفا شه

اومد و دنیامونو پر از صفا کرد
درد بی کسیمونو با عشق دوا کرد

اومد و رسوا می خواست ببینه ما رو
خودشو تو شهر عشق انگشت نما کرد

اگه دنیا پر از عاشق نباشه
تو این دنیا دل صادق نباشه

همون بهتر که این دنیا نباشه
زمین و آسمون یکجا فنا شه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:35 توسط ya3r |

ما رو دست کم نگی

ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

خواب گل سرشار عطر سرخ قصه های ماست
رو تن ستاره مهر آبی رویای ماست
سر وعده گاه ریتم و رنگ و رقص و روشنی
جای جای ترس ، نه
جای شک، ، نه
جای تو ، نه
جای ماست

ما همونیم
که می تونیم
پشت بوم آفتابو با شبنم آبپاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما همونیم
که می تونیم
کف اقیانوسو با رنگین کمون کاشی کنیم
ما رو دست کم نگیر

ما رو دست کم نگیر که کار گل کردن ما
توی فصل پنجم کویر تو به یک شماره س
ما رو دست کم نگیرکه واپسین قصه ی شب
قصه ی تکرار رویاهای یک جنگل ستاره س

ما رو دست کم نگیر
ما رو دست کم نگیر ...

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:34 توسط ya3r |

ای ماه ببین

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
يار آمده، يار آمده اينجاست
هنگامه‌ي عرياني دنياست
هنگام ترنم و تماشاست

يك شاخه گل سرخ
يك جام شراب
يك آينه تن يار
اي ماه بتاب

يك پچ پچ آواز
يك شعر نياز
يك زمزمه خواهش
يك وسوسه باز

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
يار آمده، يار آمده اينجاست
هنگامه‌ي عرياني دنياست
هنگام ترنم و تماشاست

اي ماه بتاب امشب، اي ماه بتاب
تا پيكر دلدار و تا بستر عشق
فانوس بزرگ دلبرانه، اي ماه
از اول شب بتاب تا آخر عشق

اي ماه ببين كه شب چه زيباست
امشب همه‌ي جهان همين جاست

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:33 توسط ya3r |

به من چه

همین که دل ،دل خون بار ابره
همین که شب،شب قتل ستاره س
همین که بغض تو ، بغض همیشه
همین که ترس من،ترس دوباره س

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

کنار کوچ بچه های پرسه
تو بهت رعشه و رگ ،گرد سوزن
کنار مادرک های شناور
روی سمفونی نفرین شیون

کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنشو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

ستیز تگرگ گلبرگه
مصاف آینه و الماسه!
پیکار کبریته و خرمن!
نبرد ارکیده و داسه! *2

کنار فقر گل بانوی ایثار
که می فروشه تنش رو تیکه تیکه
کنار مرد دریا بغض خسته
که وا می باره از هم چیکه چیکه

به من چه سرخی میخک تو مهتاب؟
به من چه رقص نیلوفر روی آب؟
قفس بارون کابوس کبوتر!
به من چه کوچه باغ شعر سهراب؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:33 توسط ya3r |

گیتار و دف

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

بذار که آینه شط ستاره و عسل شه
غروب گر گرفته بستری از غزل شه
برهنه زیربارون رخت نسیم تن کن
بوسه بده به مهتاب ، دنیا رو قد من کن

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

ریتم تند گیتار و دف شو
پیچ و تاب موج و صدف شو
گرم گل باش ف پروانگی کن
عاشق باش و دیوانگی کن

پروانه رو بزک نکن
ستاره رو فلک نکن
دریاچه رو آتیش نزن
به من ، به عشق شک نکن

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

سزاوار

اي سزاوار محبت اي تو خوب بي نهايت

همه ذرات وجودم به وجودت کـرده عادت



به خدا دوســت داشـتـن تو

هم يه عشقه هم يه عبادت



تو سزاواري که باشي همدم روزها و شب هام

تا که عشقـتـو بـبـيـنـي توي جـونم و تـو رگهـام

بشنوي دوست دارم رو حتي از هـرم نفـسهام



با نوازش هاي دستت سوختن از تب رو شناختم

تب عشقي آتشـيـن که من به اون قلبمو باختم



قـاصــد بودن من بود مـوج خوشـحـالـي چـشـمـات

وقتي که عشقو مي ديدم توي قطره هاي اشکات



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



اي که بـردي مرا تا مرز يک عشق خدايي

بـيــا پـاره تـنـم باش تو که پاک و بي ريايي



اوج فرياد دلم شد عاشـقـانـه دل سپـردن

در وجود تو شکفتن با تو بودن يا که مــردن



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده



هر کي از عـشـق گريه کرده شادي رو تجربه کرده

با شـبـي در حـرم عــشـق سفـري بـه کعبه کرده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

تکون نخور

رخ دادن عریان تو ، کنار ناگهانگی
یه اتفاق ساده نیست !
شوق نفس کشیدنت ،
وسوسه ی سرخ تماشا کردنت ،
این همه زیبا شدگی ...
کشف به خود رسیدنه

تکون نخور ، یه لحظه ی دیگه توی رفتن بمون
تا این نفس بریدگی هک بشه روی خاطره
کنار دلواپسی تقویم، لبخندی بزن
که دل دل و دل شوره از آینده ی رویا بره


عکس تو رو آخ اگه می شد می تونستم بگیرم
طعم غزل پاره می داد لبام از بوسیدنش
گذشته پر پر می شد از ، گذشتن از این حادثه
آینده آینده می شد ، به اشتیاق دیدنش

آخ اگه می شد عکسی از تو می گرفتم رو به من
از همه ی فاصله ها ، جهان همین جایی می شد
از هرم آتیش بازی تصویر عریانی تو
می مرد مرگ و زندگی غرور زیبایی می شد
تا تو به جانب جهان آغوشتو وا می کنی
خورشیدای منتظر تک تک به سمت من میان
ترانه های گم شده، سمفونی های نا تموم
دوبارگی می کنن و ... یه فرصت تازه می خوان

الان که عریان رد می شی از آیینه و مگنولیا
می میرم از زیبایی و دوباره به دنیا می یام
تا من همیشگی کنم این شعر دلبرانه رو
کاشکی زمان گم می شد و ......
ای کاش یه دوربین بود باهام
یه دوربین بود با هام ...

عکس تو رو آخ اگه می شد می تونستم بگیرم
طعم غزل پاره می داد لبام از بوسیدنش
گذشته پر پر می شد از ، گذشتن از این حادثه
آینده آینده می شد ، به اشتیاق دیدنش

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:32 توسط ya3r |

حرم عشق

ای سزاوار محبت
ای تو خوب بی نهایت
همه ذرات وجودم
به وجودت کرده عادت
به خدا دوست داشتن تو
هم یه عشق هم عبادت
تو سزاواری که باشی
همدم روزها و شبهام
تا که عشقت و ببینی
توی جونم و تو رگهام
بشنوی دوست دارم رو
حتی از حر نفسهام
با نوازشهای دستت
سوختن از تب رو شناختم
تب عشقی آتشین که
من به اون قلبم و باختم
قاصد بودن من بود
موج خوشحالی چشمات
وقتی که عشق و می دیدم
توی قطره های اشکات
هر کی از عشق گریه کرده
شادی رو تجربه کرده
با شبی در حرم عشق
سفری به کعبه کرده
هر کی از عشق گریه کرده
شادی رو تجربه کرده
با شبی در حرم عشق
سفری به کعبه کرده

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:31 توسط ya3r |

فقط یار


ای مطرب دلخسته عاشق بزن زخمو بزن تار
که عاشق شدم انگار
دل بی ابروگفته تو گوشم فقط یار فقط یار
بدون شرمو انکار
اشفته تر از زلف پریشون نگارم
عاشق شدمو منتظر بله یارم
برای رفتنو اوردنش بخونه خود
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
ای مطرب عاشق دردمو دوا کن
بیگانه دلم را با من اشنا کن
ازروزی که دلدار گفته اونو میخواد
این بی ابرو دل برده منو ازیاد
عشق اومدو از را نرسیده
نشناخته منو حرفای دل رو نشنیده
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد

ای مطرب عاشق دردمو دوا کن
بیگانه دلم را با من اشنا کن
ازروزی که دلدار گفته اونو میخواد
این بی ابرو دل برده منو ازیاد
عشق اومدو از را نرسیده
نشناخته منو حرفای دل رو نشنیده
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
از را بدرم کرد بی بالو پرم کرد
رسوای زمونه دیوانه ترم کرد
ای مطرب دلخسته عاشق بزن زخمو بزن تار
که عاشق شدم انگار
دل بی ابروگفته تو گوشم فقط یار فقط یار
بدون شرمو انکار
اشفته تر از زلف پریشون نگارم
عاشق شدمو منتظر بله یارم
برای رفتنو اوردنش بخونه خود
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم
اگه تخت سلیمونو بخواد هدیه میارم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:30 توسط ya3r |

گم

من جه تلخم امشب از تو
کنج اين قـفـس نازنـيـنـم

رازقـي کــو , کــو تـرانـه
تـو کجـايي پـس نازنـيـنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

از هـجـوم گريـه گـم شد
غــزل آواز عـشـــق مــا

جـامــه آتـش بـه تـن کرد
پــر پــرواز عـشـــق مــا

تـو که رفتـي از شب من
غــزل و تـرانـه گــم شد

رنگـي از رنگـين کمـان و
پري از پـروانـه گــم شد

بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم

لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

من جه تلخم امشب از تو
کنج اين قـفـس نازنـيـنـم

رازقـي کــو , کــو تـرانـه
تـو کجـايي پـس نازنـيـنـم

بـه کـجـا بــرگـــردم از تـو
بـه چـه سمت بي پناهي

هـر طـرف ورطـه وحشت
هـر طـرف شــط تبـاهـي

بي تو تا من بي تو تا شب
يک غزل کم يک غزل گم

لحظه خالي لحظه خسته
نــه تــرانـه , نــه تــرنـم

تو که رفتـي گل خبر شـد
گر گرفت و شعله ور شـد
لـحظـه تر شـد نازنـيـنـم

تو که رفتي باغچه افسرد
بوسه پژمـرد آينه دق کرد
شــاپـرک مـرد نازنـيـنـم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:30 توسط ya3r |

فریاد

فرياد نزن ای عاشق
من صدايت را درون
قلب خود می شنوم
درد را در چهره ی عاشق تو
با ذهن خود می نگرم
فرياد نزن ای عاشق
فرياد نزن !

مريم جلالی:
بی سبب نيست چنين فريادم
بی گناه در دام عشق افتادم
چه درست و چه غلط زندگيه
هم خودم هم تورو بر باد دادم
بی گناه در دام عشق افتادم

ب:
اگر احساسمو می فهميدی
قلبتو دوباره می بخشيدی
لحظه ی پايان اين ديدار را
روز آغازی دگر می ديدی

م:
اگه بيهوده نمی ترسيدم
عشقو آن گونه که هست می ديدم
شايد اين لحظه ی غمگين وداع
قلبمو دوباره می بخشيدم
کاش از اين عشق نمی ترسيدم !

ب:
ما سزاواريم اگر گريانيم
اين چنين خسته و سرگردانيم
ما که دانسته به دام افتاديم
چرا از عاشقی رو گردانيم ؟

هردو:
وقتی پيمان دل و می بستيم
گفته بوديم فقط عاشق هستيم
ولی با عشق نگفتيم هرگز
از دو ایل نا برابر هستیم
از دو ایل نابرابر هستیم

ب:
نه گناهکاریم نه بی تقصیریم
منو تو بازیچه ی تقدیریم
هردو در بیراهه ی بی رحم عشق
با دل و احساس خود درگیریم

م:
بیشتر از همیشه دوستت دارم
گرچه از عاشقی و عاشق شدن بیزارم
زیر آوار فرو ریخته ی عشق
از دلم چیزی نمونده که به تو بسپارم

ب:
تو که همدردی مرا یاری بده
به من عاشق امیدواری بده
اگر عشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری بده !
تو به من قول وفاداری بده !

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:29 توسط ya3r |

چشم انتظار

دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو
دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو

سر سر نار آمدی
واسه ی شکار آمدی
سر سر نار آمدی
واسه ی شکار آمدی
شکارو بانه کرده
دیدن یار آمدی
شکارو بانه کرده
دیدن یار آمدی

به دستت جام آب باشد گل من
جمالت ماه نو باشد گل من
همان روزی که رفتی از بر من
دلم پیشت گرو باشد گل من
همان روزی که رفتی از بر من
دلم پیشت گرو باشد گل من

از دور می نمایی
خنده به رو میایی
از دور می نمایی
خنده به رو میایی
نقشت کشم به دیوار
از بس که خوش نمایی
نقشت کشم به دیوار
از بس که خوش نمایی

سرم بالین تنم بستر نداره
دلم جز عشق تو در سر نداره
نهد دور از تو هر کس سر به بالین
الهی سر ز بالین بر نداره
نهد دور از تو هر کس سر به بالین
الهی سر ز بالین بر نداره

دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو
دل بیقرارت بودم
خوب شد که آمدی تو
چشم انتظارت بودم
خوب شد که آمدی تو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:29 توسط ya3r |

نمیبازم

نمی بازم به بی رنگی به کوه و معبر سنگی
به پاییز و غروب عصر دلتنگی نمی بازم
نمی سازم من خاکی سرایی با دل شاکی
تو دنیایی که خالی مونده از پاکی نمی سازم

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم پیکر عشق و تو دنیای تو می سازم
که ساختم من

نیازم را بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که می میرم !

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من
اگر باید ببازم من به گرمای نفسهای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم پیکر عشق و تو دنیای تو می سازم
که ساختم من

نیازم را بده پاسخ که دلگیرم
اسیر وسوسه های نفس گیرم
نگاهم کردی و بستی به زنجیرم
نگیر از من نگاهت رو که می میرم !

اگر باید ببازم من به چشمای تو می بازم
که باختم من
اگر باید بسازم کلبه ی عشق و تو دستای تو می سازم
که ساختم من !

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:28 توسط ya3r |

نصف خواب

چــقـدر از مـن تـا تـو راهـه
جاده بدجوري سـيـاهه
ســـايـه تـو گـوشــه گــيره
سايه اي که سر پنـاهه

از کي بـايـد تو رو پـرســيـد
لحظه هاي تو رو فهميد
مگه مي شه از تو برگشت
نمي شه تو رو نبخشيد

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

چـنـد تـا خواب نصفه مونده تا سحر
چـنـد تـا هق هق مونده تا ته سفر

چـنـد تـا باغـچـه تـا حـيـات بـچـگـي
چـنـد تـا نامه خيـس گريـه پشت در

چند تـا شـيـون مونده تا لبـخـنـد من
چند تـا بوسه مونده تا عاشق شدن

خواب آبي خواب آفتـابي مي خوام
رنــگ دريـا مـوجـاي شــکن شــکن

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

چـنـد تـا خواب نصفه مونده تا سحر
چـنـد تـا هق هق مونده تا ته سفر

چـنـد تـا باغـچـه تـا حـيـات بـچـگـي
چـنـد تـا نامه خيـس گريـه پشت در

چند تـا شـيـون مونده تا لبـخـنـد من
چند تـا بوسه مونده تا عاشق شدن

خواب آبي خواب آفتـابي مي خوام
رنــگ دريـا مـوجـاي شــکن شــکن

باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره
باز دوباره باز دوباره
خواب خوب نيمه کاره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:28 توسط ya3r |

آواز خاموش


رو به گريه بازه جانم دلم از دنـيا گرفته
تپش ترانه هامو مرگ بي صـدا گرفته

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـــه فراموش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر

از کجای شرجي شب مي شـه دريا رو صدا زد

به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد

رو به گريه باز جانم دلم از دنيا گرفته

تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـه فـرامـوش

کي صــدا زد مـنو از شـب من که مغـلوب دوباره ام

شب شب تاريک وخاموش من پر از نعش ستاره ام

اين کدوم لحظه درده شـب چـنـدم عذابه

که دقيقه قرن سرشار از تلاطم عذابه

گريه کن گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن گريه کن اي تــرانـه فرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر

از کجا شرجي شب مي شه دريا رو صدا زد

به کدوم لهجه غربت مي شه دنيا رو صدا زد

رو به گريه بازه جانم دلم از دنيا گرفته

تپش ترانه هامو مرگ بي صدا گرفته

گريه کن...گريه کن گريه اي آواز خاموش

گريه کن...گريه کن اي تـرانـه فـرامــوش

گريه کن گريه باغ لاله هـاي پـرپـر

گريه کن گريه من لحظه هاي آخر


برچسب‌ها: بیژن مرتضوی
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:27 توسط ya3r |

هستی توي دنيا چی می خواهی كه به پاهات بريزم

همه هستيمو من به سراپات می ريزم

لب پر خنده می خواهی بيا لبهام مال تو

چشم پر گريه می خواهی اگه چشمام مال تو

بيا تا برات بگم من وجودم مال تو بزار تا فدات بشم

من غرورم مال تو اگه بازيچه می خواهی بيا قلبم مال تو

اگه رودخونه می خواهی سيل اشكم مال تو

چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی دونم

واسه دل زندگی كردن تو رو می خواهم خوب می دونم

تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:26 توسط ya3r |

کاروان

همه شب نالم چون نی(کاروان) شعر از رهی معیری

با صدای جاودانی استاد بنان


همه شب نالم چون نی ، که غمی دارم

دل و جان بردی ، اما نشدی یارم

با ما بودی ، بی ما رفتی.

چون بوی گل به کجا رفتی؟

تنها ماندم ، تنها رفتی

چون کاروان رود…

فغانم از زمین بر آسمان رود

دور از یارم ، خون می بارم

فتادم از پا به ناتوانی

اسیر عشقم ، چنان که دانی

رهائی از غم نمی توانم

تو چاره ای کن که میتوانی

گر ز دل برآرم آهی

آتش از دلم خیزد

چون ستاره از مژگانم

اشک آتشین ریزد.

چون کاروان رود

فغانم از زمین

بر آسمان رود

دور از یارم خون می بارم

نه حریفی تا با او غم دل گویم

نه امیدی در خاطر که تو را جوبم

ای شادی جان ، سرو روان،

کز بر ما رفتی،

از محفل ما ، چون دل ما

سوی کجا رفتی؟؟

تنها ماندم ، تنها رفتی

چو ن بوی گل به کجا رفتی؟؟

به کجائی غمگسار من

فغان زار من بشنو…… باز آ

از صبا حکایتی از روزگار من بشنو

باز آ ….. باز آ…………..سوی رهی

چون روشنی از دیده ما رفتی

با قافله باد صبا رفتی

تنها ماندم ، تنها ماندم…….

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:22 توسط ya3r |

آمدی جانم به قربانت!! شعر از استاد شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟

بی وفا بی وفا حالا که من افتاده ام از پاچرا؟

نوشدارویی – نوشدارویی – نوشدارویی و

بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل – سنگدل – سنگدل این

زودتر میخواستی – حالا چرا؟

عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا- نازنینا- نازنینا ما به ناز تو

جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان

ناز کن با ما چرا

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من – در شگفتم من

نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

بی مونس وتنها چرا؟؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:21 توسط ya3r |

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

< <> آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود

چشم خواب آلوده اش را مستی رویا نبود

نقش عشق و اروز از چهره دل شسته بود

عکش شیدایی در آن آیینه شیدا نبود

لب همان لب بود.اما بوسه اش گرمی نداشت

دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود

در دل بیدار خود جز دین رسوایی نداشت

گر چه روزی همنشین جز با من رسوا نبود

در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود

برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

دیده ام آن چشم درخشان را ولی در این صدف

گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود

در لب لرزان من فریاد دل خاموش بود

آخر آن تنها امید جان من تنها نبود

جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ

آگه از درد دلم زآن عشق جان فرسا نبود…

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:20 توسط ya3r |

مرا عاشقی شیدا نه یک دم از جورت فغان کردم نه دستی سوی آسمان کردم منم اکنون چون خاک راهی غباری در شام سیاهی اگر مهری رخشد تو آن مهری اگر ماهی تابد تو آن ماهی اگر هستی پاید تو هستی اگر بودی باید تو بودی بی لطف و صفا باشد به خدا ،‌بی تو هستی ها از دیدارت ، از رخسارت ، ای جان ، بینم سرمستی ها شمیم روح افزایی مشکی ، عودی، (چنگی رودی )۲
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:19 توسط ya3r |

الهة ناز

باز اي الهة ناز ، با دل من بساز

  كين غم جانگداز ، برود ز برم

  گر دل من نياسود ، از گناه تو بود

  بيا تا ز سر، گنهت گذرم

  باز ، مي كنم دست ياري ، به سويت دراز

  بيا تا غم خود را ، با راز ونياز، ز خاطر ببرم

  گر نكند تير خشمت ، دلم را هدف

  به خدا همچو مرغ ، پر شور وشعف

  به سويت بپرم

   آن كه او ، به غمت ، دل بندد ، چون من كيست ؟

  ناز تو ، بيش از اين بهر چيست؟

  تو الهة‌نازي ، در بزمم بنشين

  من تو را وفادارم ، بيا كه جز اين ، نباشد هنرم

  اين همه بي وفايي ، ندارد ثمر

  به خدا اگر از من ، نگيري خبر ، نيابي اثرم

مرا عاشقي شيدا ، فارغ از دنيا

تو كردي ، تو كردي

مرا عاقبت رسوا ، مست و بي‌پروا

تو كردي ، تو كردي

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:18 توسط ya3r |

آواز چهارگاه

اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد
ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد

و گر به رهگذری یک دم از وفاداری
چو گرد در پی اش افتم چو باد بگریزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست
کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز
هزار بازی از این طرفه‌تر برانگیزد

بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ
که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:16 توسط ya3r |

چه دلها

چه دلها بردی ای ساقی
ز ساق فتنه انگیزت
دریغا بوس چندیبت
زنخدان دلاویزت

دگر عفت کجا ماند
کسی را سوی عشاقی
چو بیند دست در آغوش
مستان سحر خیزت

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:15 توسط ya3r |

هستی من

از من اي هستي من دور مشو
مي من مستي من دور مشو

رشته عمر مني جان مني
عشق من دين من ايمان مني

تار و پود دل بيمار توئي
خواب و بيداري و پندار توئي

گرچه همچون خم مي در جوشم
خون دل مي خورم و خاموشم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:15 توسط ya3r |

حریر مهتاب

دیدمت در حریری زمهتاب سرد و خاموش خفته بودی
یادم آمد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی

در دو چشمت طلوعی نالان چون ستاره می دمیدی
در شب بهت ویرانی من قصه های مرا از سر شوق می شنیدی

بی شکیبم بی قرارم سر بپای جنون می گذارم
بی شکیبم بی قرارم دل به در یای تو می سپارم
در بهاری که بی تو خزان شد باورم شد دگر نیستی تو
خود نگفتی که من هم بدانم کیستی تو چیستی تو

دیدمت در حریری زمهتاب سرد و خاموش خفته بودی
یادم آمد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:13 توسط ya3r |

گل پونه ها

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانی آتشم زد
می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گل پونه های وحشی دشت امیدم
وقت سحر شد
خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها میان سیل غمها

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:13 توسط ya3r |

همه دردم

همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوزم

همه در هم گذرد،هر مه و سال و شب و روزم

وصل و هجرم شده یکسان، همه از دولت عشقت

چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوزم

گفتني نيست كه گويم زفراقت به چه حالم همه دردم

حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم


برچسب‌ها: ایرج بسطامی
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:12 توسط ya3r |

یبار امید سلطان احساس

نام کامل:امید سلطانی  تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج

محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران

از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای

خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت

سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز

مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در

کاباره ها به خواندن پرداخت


امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در
خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در

ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و

جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله

اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد

ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین

آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد

بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش

ادامه دهد.

و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای

(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 ))

(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))

ار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر میکند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:7 توسط ya3r |

مـــــو طـــلایـــــی
 
مو طلایی دست حنایی

عشوه کم کن بی وفا اهل کجایی

مست نازی مثل رازی

آخ بپا قلب من رو آسون نبازی

مو طلایی دست حنایی

عشوه کم کن بی وفا اهل کجایی

مست نازی مثل رازی

آخ بپا قلب من رو آسون نبازی

_

خرمن موهات رو شونه رها من

خنده کن با خنده هات آتیش بپا کن

موی تو روی تو طاق ابروی تو برده قرارم

من که دل خسته ام با تو پیوسته ام

بنشین کنارم

_

مو طلایی دست حنایی

عشوه کم کن بی وفا اهل کجایی

مست نازی مثل رازی

آخ بپا قلب من رو آسون نبازی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:4 توسط ya3r |

غــــــم ســــاز
 
دخترای قشنگ من گلهای رنگارنگ من

همه وجودم شماها غم ساز و آهنگ من

آخه دلم اون دور دورا پیش شماست بخدا

یه ذره طاقت ندارم باشم جدا از شماها

خدای آسمونها دیگه بسه جدایی

زمونه با دل من چقدر تو بی وفایی

دلم از فاصله ها پر زده پروانه شده

امشب از اون شبهاست که دل

دیوانه و آواره شده

ای خدا کاری بکن غم و غصه سر بیاد

_

دخترای قشنگ من گلهای رنگارنگ من

همه وجودم شماها غم ساز و آهنگ من

همه وجودم شماها غم ساز و آهنگ من

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:3 توسط ya3r |

گـــــــل انـــــــــار
برو دل شکستمو دیگه به دستو نمیدم
دیگه کلام عاشقونه ای برای تو نمیگم
دیگه مثل تو خوشگل و قشنگ و بی وفا نمیخوام
اگه یه روز برات بمبرمم دیگه پیشت نمیام
دیگه پیشت نمیام پیشت نمیام
با من که محبت که نداشتی بار عم و تو سینه گذاشتی
دیووانه عشق تو نبودم با اون که همه زیبایی که داشتی
چقدر خماره چشمات لبات گل اناره
به این قشنگی دلت ولی وفا نداره
_
من اون عشق دروغین رو نمیخوام نمیخوام
به دیدار تو هرگز نمیام نمیام
توی شهر شما من تنها غریبم
نمیخواستمت اول تو دادی فریبم
چقدر خماره چشمات لبات گل اناره
به این قشنگی دلت ولی وفا نداره
_
برو دل شکستمو دیگه به دستو نمیدم
دیگه کلام عاشقونه ای برای تو نمیگم
دیگه مثل تو خوشگل و قشنگ و بی وفا نمیخوام
اگه یه روز برات بمبرمم دیگه پیشت نمیام
چقدر خماره چشمات لبات گل اناره
به این قشنگی دلت ولی وفا نداره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:3 توسط ya3r |

قـــسمـــــت


 

یک لحظه زغم جدا نبودی با درد و غم آشنا نبودی
یک لحظه زغم جدا نبودی با درد و غم آشنا نبودی
قسمت رو ببین جدایمون کرد بادرد و غم آشنایمون کرد
قسمت رو ببین جدایمون کرد بادرد و غم آشنایمون کرد
قسمت رو ببین قسمت رو ببین
قسمت رو ببین قسمت رو ببین
_
یکی بازیچه مثل من تو دست سرنوشته
یکی براش همیشهزندگی مثل بهشته
یکی پشت در خونش خوشی در انتظاره
یکی براش شب و روز خدا فرقی نداره
تو خونه موندن کار من نیست
آخه پاره تن نیست
جای خالیت رو دیدن توی خونه
چه کنم کار من نیست
_
یک لحظه زغم جدا نبودی با درد و غم آشنا نبودی
یک لحظه زغم جدا نبودی با درد و غم آشنا نبودی
قسمت رو ببین جدایمون کرد بادرد و غم آشنایمون کرد
قسمت رو ببین جدایمون کرد بادرد و غم آشنایمون کرد
قسمت رو ببین قسمت رو ببین
قسمت رو ببین قسمت رو ببین

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:2 توسط ya3r |

 
خــــــــستـــــــــه
 
بی تو شبها همدم من گوشه دنج اتاقم
لحشه ها رو میشمارم چشم خیره به طاقه
تو که نیستی توی خونه انگاری که بی کسم من
این چه سره نمیدونم که به صبح نمیرسم من
بی تو خسته ام از این شب
که مثل یک جغد شومه
اما با تو نمیدونم روز چه وقته شب کدومه
اما با تو نمیدونم روز چه وقته شب کدومه
_
گل و گلدون هر دو خسته پنجره چشماش رو بسته
رنگ زرد خستگی ها روی پرده ها نشسته
دل آیینه روشن توی تاریکی اسیره
تو که نیستی توی خونه پس کی خاکش رو بگیره
بی تو خسته ام از این شب
که مثل یک جغد شومه
اما با تو نمیدونم روز چه وقته شب کدومه
اما با تو نمیدونم روز چه وقته شب کدومه
_
رنگ قرمز چراغم دیوارو به خون کشونده
زوزه باد مزاحم شیشه هامونو شیکونده
چشمای مات عروسک توی طاقچمون بیداره
ساعت کهنه قدی هی زمون رو می شماره
بی تو خسته ام از این شب
که مثل یک جغد شومه
اما با تو نمیدونم روز چه وقته شب کدومه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:1 توسط ya3r |

بــــــــــاران
 
گرید به حالم کوه و در و دشت از این جدایی
مینالد از غم این دل دمادم فردا کجایی
سفر بخیر سفر بخیر مسافر من
گریه نکن گریه نکن بخاطر من
باران میبارد امشب دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره میسپارد امشب
در نگاهت مانده چشمم شاید از فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم می چکد با نم نم باران به دامن
بسته ای بار سفر را با تو ای عاشقترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریا سینه من دشت غمها
یادم آید زیر باران با بودم با تو تنها
زیر باران با تو بودم زیر باران با تو تنها
_
باران میبارد امشب دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته ره میسپارد امشب
این کلام آخرینت برده میل زندگی را از سر من
گفته ای شاید بیایی از سفر اما نمیشه باور من
رفتنت را کرده باور التماسم را ببین در این نگاهم
زیر باران گریه کردم بلکه باران شوید از جانم گناهم
کی رود از خاطر من آخرین بوسه شبی در زیر باران
رفتی و کردم صدایت اما در آغوش شب گشتی تو پنهان


برچسب‌ها: متن آهنگ های امید سلطانی
+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 18:1 توسط ya3r |

بیا منو یاری بکن

گونه هام خشکیده شد کاری بکن

غیرگریه مگه کاری میشه کرد

 کاری از ما نیاد زاری بکن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه میخوات

هرچی دریا رو زمین داره خدا

با تموم ابر های اسمونا

کاش می داد همه رو به چشم من

تا چشام به حال من گریه کنن

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

قصه ی گذشته های خوب من

خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن

حالا باید سر رو زانوم بزارم 

تا قیامت اشک حصرت ببارم

دل هیشکی مثل من غم نداره

مثل من غربت و ماتم نداره

حالکه گریه دوای دردمه

چرا چشمام اشکشو کم میاره

خورشید روشن ما رو دزدیدن

زیر اون ابرای سنگین کشیدن

همه جا رنگ سیاه ماتمه

فرصت موندنمون خیلی کمه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

سرنوشت چشاش کوره نمیبینه

زخم خنجرش میمونه تو سنه

لب بسته سینه ی غرق به خون

قصه ی موندن ادم همینه

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیات

تا قیامت دل من گریه میخوات

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:59 توسط ya3r |

به پا خیزید الا ای سوگ واران

الا ای وارثان به پاخیزید اگر زخمیده دردید

اگر با شب پرستان در نبردید

به پا خیزید که نا احلان به کارند

همه مردان عاشق سر به دارند

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

کشیدن تازیانه بر تن ما

نشاندن دشنه ی دشمن به دلها

دل بی کینه را به نیزه کردند

تن گاگونه را در مسلخ بند

بر رور چشم ما شب را کشیدند

گلوی سربداران را بریدند

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

اگر فریاد ما بر شب گناه است

اگر امروز دل ما بی پناه است

بخوان با ما سرود فتح فردا

که فردا میرسد با پرچم ما

بخوان با ما سرود فتح فردا

که فردا میرسد با پرچم ما

به پا خیزید به پا خیزید به پا خیزید

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:58 توسط ya3r |

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

 وقتی تو شب گم میشدم

هم خونه خواب گل میدید

هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید

اواز خونه کوچه ها شعراشو از یاد برده بود

چراغها خوابیده بودن شعلشونو باد برده بود

اخ اگه شب شیشه ای بود

پل به ستاره میزدم

شکسته اینه ی شبو نیزهیه خورشید میشدم

اخ اگه مرگ امون میداد

دوباره باغ میشدم

تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

اخ که تو اقیانوس شب

سوختنمو کسی ندید

تو برزخ بیداد شب

 کسی به دادم نرسید

وقتی تو شب گم میشدم

دلم میخاست شعله بشم

رو سایه های یخ زده

 دسته نوازش بکشم

دلم میخاست اشتی بدم

تگرگو با عقاقیا

خورشید مهربونیرو

مهمون کنم به خونه ها

اخ اگه مرگ امون میداد

دوباره باغ میشدم

تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم

وقتی تو شب گم میشدم

ستاره شب شکن نبود

میون این شب زده ها

 کسی به فکر من نبود

وقتی تو شب گم میشدم

هم خونه خواب گل میدید

هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:57 توسط ya3r |

شیرین من تلخی نکن با عاشق

تموم میشن گم میشن این دقایق

دنیای ما مال منو تو این نیست

رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

من نمیگم فرهاد کوهکنم من

تیشه به کوهها که نمیزنم من

فرهاد عاشقم قلم تیشمه

از تو نوشتن همه اندیشمه

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

من نمیگم فرهاد کوهکنم من

تیشه به کوهها که نمیزنم من

عاشق تو بی تو به کوه نمیره

وقتی نباشی تو خودش میمیره

یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم

یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد

شیرین شیرینم نده زندگیمو بر باد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:57 توسط ya3r |


عروسک قصه ی من

 گهواره ی خوابت کجاست

قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست

بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست

اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

صدای عشق منو تو

که تلخ گریه اوره

تو اون سکوت قصه ای

شاید صدای اخره

بعد از منو تو عاشقی

شاید به قصه ها بره

شاید با مرگ منو تو عاشقی از دنیا بره

عروسک قصه ی من سوختن من ساختنمه

تو این قمار بی غرور بردن من باختنمه

عروسک قصه ی من شکستنت فال منه

این ساییه همیشگی مرگ که دنبال منه

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

جفت های عاشقو ببین

از پل ابی میگزرن

عروسک قلبشونو

به جشن بوسه میبرن

اما برای عشق ما

اون لحظه ی ابی کجاست

عروسک قصه ی من

پس شب افتابی کجاست

عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت

بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:56 توسط ya3r |

ای که بی تو خودمو

تک و تنها میبینم

هر جا که پا میزارم

تو رو اونجا میبینم

یادمه چشمای تو

پر درد و غصه بود

قصه ی غربت تو

قد صد تا قصه بود

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمره منو اتیش میزنه

تو برام خورشید بودی

توی این دنیای سرد

گونه های خیسمو

دستای تو پاک میکرد

حالا اون دست ها کجاست

اون دوتا دست های خوب

چرا بی صدا شده

لب قصه های خوب

من که باور ندارم

اون همه خاطرمون

عاشق اسمونا

 پشت یک پنجرمون

آسمون سنگی شده

خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالاها

گریه هامو ندیده

یاد تو هر جا که هستم با منه

داره عمره منو اتیش میزنه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:55 توسط ya3r |

وطن پرنده ی پر در خون

وطن شکفته گله در خون

وطن فلات شهیدو شب

وطن خاکا به سر خون

وطن ترانه ی زندانی

وطن قصیده ی ویرانی

ستاره ها اعدامیان ظلمت

به خاک اگر چه میریزند

سحر دوباره برمیخیزند

بخوان که دوباره بخواند

این عشیره ی زندانی

گل سرود شکستن را

بگو که به خون بسراید

این قبیله ی قربانی

حرف اخر رفتن را

با دشخیمان اگر شکنجه

اگر بند است و شلاق و خنجر

اگر مسلسل و انگشتر

با ما طبار فدای

با ما غرور رهای

به نام اهن وگندم

اینک ترانه ی ازادی

اینک سرودن فردا

امروز ما امروز فریاد

فردای ماروز بزرگ میعاد

بگوکه دوباره میخوانم

با تمامی یارانم

گل سرود شکستن را

بگو که به خون میسرایم

دوباره با دلو جانمحرف اخر رفتن را

بگو به ایران بگو به ایران

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:54 توسط ya3r |

عصر ما عصر فریبه

عصر اسمهای غریبه

عصر پژمردن گلدون

چترهای سیاه تو بارون

شهر ما سرش شلوغه

وعدهاش همه دروغه

آسموناش پر دوده

قلب عاشقاش کبوده

کاش توی قحطی شقایق

بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا

منو تو تنهای تنها

خونه هامون پرنرده

پشت هر پنجره پرده

قفسها پر پرنده

لبهای بدون خنده

چشمها خونه ی سواله

مهربون شدن محاله

نه برای عشق میلی

نه کسی به فکر لیلی

کاش توی قحطی شقایق

بشینیم توی یه قایق

بزنیم دلو به دریا

منو تو تنهای تنها

اونقده میریم که ساحل

از منو تو بشه غافل

قایق رو با هم میرونیم

اونجا تا ابد میمونیم

جای که نه اسمونش

نه صدای مردومونش

نه غمش نه جنبوجوشش

نه گلای گل فروشش

مثل اینجا اهنی نیست

پس ببین یادت بمونه

کسی هم اینو ندونه

زنده بودیم اگه فردا

وعده ی ما لبه دریا

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:53 توسط ya3r |


ای مقصد ازادگی پرباز کن پربازکن

کارون صدایت میزند پرواز کن پروازکن

همراه با کارون ما فریاد کن فریاد کن

با دشمن بی داد گر بی داد کن بی داد کن

تا وارهند از قید بند این مردم مهنت زده

تا پاییه ظلم وستم ویران شود از شهر دل

.

.

.

 

کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما

از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما

از قطره های خون ما

قلبت به رنگ لاله شد

تا رشته ی ازادگی

در قلب میهن پاره شد

کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما

تا کی تنت بر پوز ما تار سیاه بندگی

تا کی خلد خار ستم بر پای لخت زندگی

زحمت ازان ما همه

رحمت ازان دیگران

ذلت به کوی ما همه

لذت به کوی دیگرا

کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما

از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما

ای شاهد دردو بلای روز شب افزون ما

کارون درد الودو دلخسته ی محزون ما

کارون ما کارون ما بشنو حدیث سوز ما

از حسرت دیروز ما از ماتم امروز ما


+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:52 توسط ya3r |

شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه

شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

تو خواب انگار طرحی است

گل مهتاب لبخندی شب از جای شروع میشه که تو چشماتو میبندی

تورا اغوش میگیرم

تنم سریز رویا شه

جهان قد یه لالایه توی اغوش من جاشه

تورا اغوش میگیرم

هوا تاریک تر میشه

خدا از دست های تو به من نزدیکتر میشه

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد

تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده

تمامه خونه پر میشه از این تصویر رویایی

تماشا کن تماشا کن چه بی رحمانه زیبایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:51 توسط ya3r |

خسته و دربه در شهر غمم

شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

چی میشد اون دستای کوچیکو گرم

رو سرم دسته نوازش میکشید

بستر تنهایو سرد منو

بوسه گرمی به اتش میکشید

چی میشد تو خونه ی کوچیک من

غنچه های گل غم وا نمیشد

چی میشد هیچکسی تنها نمیزاشت

جز خدا هیچ کسی تنها نمیشد

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

من هنوز دربه در شهر غمم

 شبم از هرچه شبه سیاه تره

زندگی زندون سرد کینه هاست

رو دلم زخم هزارتا خنجره

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:51 توسط ya3r |

طعم خیس اندوه اتفاق افتاده

یه اه خداحافظ یه فاجعه ی ساده

خالی شدم از رویاحسی منو از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

ای یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه اه از جنس شکفتن شو

از روزن اینکنجه خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

بگرد به برگشتن ازفاصله دورم کن

یه خاطره با من باش یه گریه غرورم کن

از گرگر بی رحم این

پرواز رحای باش به زیافت دیروز

به کوچه که پیوستی شهر از تو لبالب شد

لحظه اخر لحظه شب عاقبت شب شد

اغوش جهان روبه دلشوره شتابان بود

راهی شدن حرف نقطه چین پایان بود

ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه اه از جنس شکفتن شو

از روزن اینکنجه خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:50 توسط ya3r |

از پس پرده نگاه کن

مثل شطرنجه زمونه

هرکسی مثل یه مهره توی این بازی میمونه

یکی مپل ما پیاده

یکی صد سال سواره

یه نفر خونه بدوشه

 یکی دوتا قلعه داره

یه طرف همه سیاهو یه طرف همه سفیدن

روبه روی هم یه عمره ما رو دارن بازی میدن

اونا که اول بازی توی خونه ی تو من

 پیش پای اسب دشمن

اون همه سرباز رو چیدن

ببین امروزم تو بازی میون شاهو وزیرن

هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن

تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه

به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه

یادشون رفته که اون شاه که  به صد مهره نمی باخت

تاج رو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت

اونکه مارو بازی میده

اونیکه مهره رو چیده

اونیکه نه شاه نه سرباز

نه سیاه...........نه سفیده

از پس پرده نگاه کن

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:49 توسط ya3r |

تاریخ مرگ و ماتم است

این کهنه تقویم روی میز

هر برگ ان را پاره کن

میان شعله ها بریز

باید قلم گرفت بدست

تقویم تازه ای نوشت

باید که تن ندادو رفت

به جستجوی سرنوشت

این کهنه تقویم غریب

تکرار تاریخ عزاست

بی ابتدا بی انتهاست

باید جهان را تازه دید

رفتو به فرداها رسید

برای یک اغاز نو

 نباید انتظار کشید

به اعتماد دست هم

باید گرفت از نو قلم

دوباره خط زدونوشت

 از ابتدا قدم قدم

تاریخ مرگ وماتم است

این کهنه تقویم غم است

بی ترس دوزخ یا بهشت

از زندگی باید نوشت

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:49 توسط ya3r |

» آهنگ : گلایه


برای گفتن من ، شعر هم به گِل مانده
نمانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم را
به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دسته مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه ، منه خسته پایه ي پل
ای که نزدیکی مثلِ من ، به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا ، از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، غروره سنگم اما شکستم
کاشکی از عصای دستم یا که از پشت شکستم
تو بخونی تا بدونی از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم ، تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی ، من همه تحملِ درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن ، یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست ، جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ي فردای من نیست
این ترانه ي زواله ، این صدا ، صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره ، عصای دستم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:47 توسط ya3r |

» آهنگ : وطن


وطن پرنده ی پر در خون
وطن شكفته گل در خون
وطن فلات شهيد و شب
وطن پا تا به سر خون
وطن ترانه ی زنداني
وطن قصيده ی ويراني
ستاره‌ها اعداميان ظلمت
به خاك اگر چه مي‌ريزند
سحر دوباره بر مي‌خيزند
بخوان كه دوباره بخواند
اين عشيره ی زنداني
گل سرود شكستن را
بگو كه به خون بسرايد
اين قبيله ی قرباني
حرف آخر رستن را
با دژخيمان اگر شكنجه
اگر بند است و شلاق و خنجر
اگر مسلسل و انگشتر
با ما تبار فدايي
با ما غرور رهايي
به نام آهن و گندم
اينك ترانه ی آزادي
اينك سرودن مردم
امروز ما امروز فرياد
فـرداي ما روز بزرگ ميعاد
بگو كه دوباره مي‌خوانم
با تمامي يارانم گل سرود شكستن را
بگو كه به خون مي‌سرايم
دوباره با دل و جانم
حرف آخر رستن را
بگو به ايران بگو به ايران

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:47 توسط ya3r |

» آهنگ : پند حافظ

اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
هر کسي روز بهي مي طلبد از ايام
علت آن است هر روز بتر مي بينند
ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است
بوته دانان همه از خون جگر میبینم
اسب تازي شده مجروح به زير پالان
طوق زرين همه بر گردن خر مي بينم
اين چه شوريست که در دور قمر مي بينم
همه آفاق پر از فتنه و شر مي بينم
دختران را همه در جنگ و جدل با مادر
پسران را همه بد خواه پدر مي بينم
هيچ رحمي نه برادر به برادر دارد
هيچ شفقت نه پدر را به پسر مي بينم
پند حافظ بشنو خواجه برو نيکي کن
که من اين پند به از گنج گوهر مي بينم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:46 توسط ya3r |

» آهنگ : روله


آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
آفت زده به باغمون خوشه به خوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
پشولنه به خونمون گوشه به گوشه
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
ميدون به ميدون سْر از خون جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
جونم دراسي جون شيرين جوونم
حبيبم اي رول و گلم سي چي ميري
قربون مردن روله جون نري اسيري نري اسيري
غم دنيا رو پامون ديده تنگ
ز رهر شو يار فرسنگ فرسنگ
غم جنگ تو اي با تير غيبي
كجا اي صاف جنگ شيشه و سنگ
از آسمون گر شب و روز پشه بباره
تا از زمين كه قيمت ميدون دست براره
مو كه نتونم بخونم چي چي نوشته
از پلنم به حال خون كه خم بهشته
سر ديوار بيرونه داره بيغوش چپيخونه خون ريزونه

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : خاموش نمیرید

بميريد بميريد در اين عشق بميريد
در اين عشق چو مرديد همه روح پذيريد
بميريد بميريد از اين مرگ نترسيد
كز اين خاك بر آييد سماوات بگيريد
بميريد بميريد وز اين نفس ببريد
كه اين نفس چو بندست شما همچو اسيريد
شما همچو اسيريد
يكي تيشه بگيريد پي حفره ي زندان
چو زندان بشكستيد همه شاه وا ميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
همه زندگي آن است كه خاموش نميريد
كه خاموش نميريد
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است
خموشيد خموشيد خموشي دم مرگ است

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : سال دو هزار


سال سقوط ,سال فرار
سال گريز و انتظار
عصر شكفتن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشينهاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط , سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگها نيست
قلب فلزي تو سينه است
وقتي كه تفسير زمان
شكستگيه آيينه است
قبيله يعني يه نفس
هم خوني معنا نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مياد
كسي به فكر كسي نيست
هركي به فكر خودشه
به فكر فرياد رسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ هم ديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي ميدونه اون چي ميگه
توي كتاباي لغت
سفيده برگا هميشه
نه دشمني نه دوستي
هيچي نوشته نميشه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه است
مي رسه سال دو هزار

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:45 توسط ya3r |

» آهنگ : خانه سرخ

خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه بر مي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است
رو سياه است اگر اين شب مردم كش بد
تا دم صبح سحر سينه ي ياران سرخ است
با تو سرسبزي از ايثار سيه پوشان است
اي مسلط دستت از خون شهيدان سرخ است
وحشتي نيست از انبوه مسلسل داران
تا در اين دشت غرور كينه داران سرخ است
خانه سرخ و كوچه سرخ است و خيابان سرخ است
عاري از خون پهنه ي برزن و ميدان سرخ است
ده به ده پرچم خشم است كه برمي خيزد
مزرعه زرد و چپر سبز و بيابان سرخ است

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:44 توسط ya3r |

» آهنگ : همصدا


اگه هم صدام بودي
هيشكي حريفم نميشد
كوه اگه رو شونه هام بودي
كمرم خم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نميشد
اگه زخمي مي شدم به دست تو مرحم بود
زخم قيمتيِ من محتاج مرحم نميشد
اگه بارونِ عزيزِ با تو بودن مي گرفت
گل سرخ قصه مون تشنه ي شبنم نميشد
تو اگه خواسته بودي
تو اگه مونده بودي
موندني ترين بودم
عمق صدام كم نمي شد

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:40 توسط ya3r |

شراب

برو برو که خسته ام از شکستنم
من عاصی از هر عشق و هر دل بستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو
بیزارم از نامت به لب آوردنم
آ........ه
یه روز سراب من و خواب من و شراب من تو بودی و تو
امروز شهاب من و تاب من و عذاب من تو هستی وتو
یه روز بهار من و یار من و قرار من تو بودی و تو
امروز خزان من و زوال من و زیان من تو هستی و تو
ستاره ها رو شمردم نیومدی و نمردم
بیا که جون نسپردم
بیا که جون نسپردم
میون گریه دویدم حباب اشکو دریدم
ندیدمت که ندیدم
ندیدمت که ندیدم

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:34 توسط ya3r |

بت پرست

شده ام بت پرست تو ، تو ، تو ، تو ...
شده ام بت پرست تو ، تو ، تو ، تو ...

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

شده ام بت پرست تو ، قسم به چشمون مست تو
به کنج میخونه روز و شب شده ام جام دست تو
آه ، شده ام جام دست تو

به تو چون سجده میکنم ، شرر تو هر سينه ميزنم
به قصه میخوام که بعد از این بت روی تو بشکنم
آه ، بت روی تو بشکنم

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

عزيزم كاسه چشمم سرايت
ميون هر دوچشمم جاي پايت

شب هجرون دیگه تمومه ، گل مهتاب بر سر بومه
عاشقی جز بر تو حرومه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

روم از هر خونه به خونه که بگیرم از تو نشونه
دل من یک کاسهٔ خونه ، که برای تو زنده ام
آه ، که برای تو زنده ام

+ نوشته شده در پنجشنبه 15 دی1390ساعت 17:33 توسط ya3r |

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر