تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سورة افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من
تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من
ای ولایت من تو حکایت من تو نهایت من پی توسرمن درساغرمرگ
ای ولایت من غم تو غم من من وباور من به فدای تو گلباران تن من
چه خبر ز صبا کو زمزمه از هر یارودیاری دارد
تو بگو به صبا بوی وطنم با گل سر و کاری دارد
تو اگر نگری ساحت ایران صد لاله به دامان دارد
گل لاله ما در باغ زمان زمزمه از باران دارد
تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من
ای ولایت من تو حکایت من تو نهایت من پی توسرمن درساغرمرگ
ای ولایت من غم تو غم من من وباور من به فدای تو گلباران تن من
چه خبر ز صبا کو زمزمه از هر یارودیاری دارد
تو بگو به صبا بوی وطنم با گل سر و کاری دارد
تو اگر نگری ساحت ایران صد لاله به دامان دارد
گل لاله ما در باغ زمان زمزمه از باران دارد
تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من
تن سربی تو آیه بارون تن برفی من فصل زمستون
بگو بگو ایران خاک تن من
ای پیکر گلگون شده ما ای سرود افسون شده ما
بگو بگو ایران خاک تن من
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشای تو افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
وقتی که شب سحر شد جای تو رو خالی ديدم
گلی که آورده بودی روی گل قالی ديدم
حالا ديگه قصه مون رو اهل محل می دونن
هر چی می گم نه والله از تو چشام می خونن
اين دل ديوونه رو می کشی با خود کجا
شرم بر روی تو می دونی که جادوی تو
مست و غزل خونم کرد
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشای تو افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
اگه لا ليلای و ليلالاليلای بخونی باهات ميخونم
آليلاليلای و لالالاليلای هميشه باهات می مونم
اگه دارا و ليلالاليلای بخونی بهت می خندم
آليلاليلای و لالالاليلای من درو به روت می بندم
اين دل ديوونه رو می کشی با خود کجا
شرم بر روی تو می دونی که جادوی تو
مست و غزل خونم کرد
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشات افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
اگه لا ليلای و ليلالاليلای بخونی باهات ميخونم
آليلاليلای و لالالاليلای هميشه باهات می مونم
اگه دارا و ليلالاليلای بخونی بهت می خندم
آليلاليلای و لالالاليلای من درو به روت می بندم
اين دل ديوونه رو می کشی با خود کجا
شرم بر روی تو می دونی که جادوی تو
مست و غزل خونم کرد
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشات افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشات افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
شب شد و يکی بی خبر اومد و در و زد و حيرونم کرد
تو بودی و دوتا چشای سيات که ستاره بارونم کرد
مست دوتا چشات شدم چشات افسونم کرد
من که پريشون نبودم و زلف تو پريشونم کرد
ديشب تو کجا بودي من خواب تو را ديدم
بين همه ي گل ها از شاخه تو را چيدم
اون شاخه گل نازو بوييدم و بوسيدم
اون شاخه گل نازو بوييدم و بوسيدم
تو شاه روياي من اميد فردام شدي
تو خواب شيرين من شريک غمهام شدي
ستاره ي بخت من،فروغ چشمام شدي
يه قصه ي آشنا براي لبهام شدي
من خار مغيلانم،تو شاخه گل افشون
من برکه ي خشکيده،تو زمزمه ي بارون
وقتي که به روي من دزدانه نظر کردي
ديدم ز کنار من مستانه گذر کردي
چون سايه ي من با من از روز ازل بودي
من شعر و غزل خواندم،تو شعر و غزل بودي
تو شاه روياي من اميد فردام شدي
تو خواب شيرين من شريک غمهام شدي
ستاره ي بخت من،فروغ چشمام شدي
يه قصه ي آشنا براي لبهام شدي
کمر باریک من
شام تاریک من
بیا به نزدیک من
بیا به نزدیک من
صلح و صفا کن ، جفا دیگر بسه
با ما وفا کن ، کمر باریک
الهی ماند این ، الهی ماند این
دل خانهٔ تو ، تو بلبل باشی و
دل والهٔ تو ، کمر باریک
کتاب کودکان ، کتاب کودکان
گردد به مدت پر از حرف من و
افسانهٔ تو کمر باریک
تو شاخه پر گلی ، تو شاخه پر گلی
من برگ زردم ، تو شور خنده ای
من آه سردم ، کمر باریک
من آه سردم ، کمر باریک
تو خورشیدی و من ، تو خورشیدی و من
سیاره تو ، منو بگذار ، تا
دورت بگردم کمر باریک
کسی که عاشق است ، کسی که عاشق است
از جان نترسد ، دلش از کنده و
زندان نترسد کمر باریک
دل عاشق مثال ، دل عاشق مثاله
گرگ گشنه است ، که گرگ از هی هی
چوپان نترسد ، کمر باریک
بلا دختر بلا ، بلا دختر بلای
آسمانی ، گاهی با ما گاهی
با دیگرانی کمر باریک
خدایت داده مو ، خدایت داده مو
و روی زیبا ، ولی سنگدل و
نا مهربانی کمر باریک
کسی که عاشق است ، کسی که عاشق است
از جان نترسد ، دلش از کنده و
زندان نترسد کمر باریک
دل عاشق مثال ، دل عاشق مثاله
گرگ گشنه است ، که گرگ از هی هی
چوپان نترسد ، کمر باریک
عمره کوتاه منو تو تباه عزيزم،توي اين شهر
روزاي دربه دره ما سياه عزيزم،توي اين شهر
حائله بين منو تو،کسي نيست غيره من تو
هرکي زخمي توگلوشه همصداست بينه منوتو
دسته مصلوبه مسيحاي تو بوده،که هميشه عالم آراي تو بوده
تو که بودي؟ که به هر کس که رسيدي،اينچنين محوه تماشاي تو بوده
فاصله هاي منو تو،قده چشماي منوتو،لحظه يه داره منو تو
آخره کاره منو تو
درويش من، درويش من
يار هم کيش من
من جلوه ي هستي را
در ني ني چشمانت ديدم
هم خوان:
ایران ایران ، ایران ایران ، آباد ایران ، آزاد ایران
هم خوانی:
یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
تو از نسل دلیرانی ، ای آزاده ی ایرانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
اُ ، اُ ، شیر دبستانی تو ، اهل هر ده و استانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
حرفت ، حرف دل مردم ، از هر گوشه ی ایرانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
بگو ایران ایران ، ایران ایران
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران ، ایران ایران
قبله ی ما ، خاک ایران
آصف:
پرنده های در به در میان دوباره از سفر
آسمونو پر می کنن ، پر از غزل ، پر از خبر
ایران من ، ایران من ، دین و دل و ایمان من
من بر می گردم پیش تو ، پیش تو ای جانان من
هم خوانی:
بگو ایران ایران ، ایران ایران
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران ، ایران ایران
قبله ی ما ، خاک ایران
آصف:
اُ ، مردم خسته ، دسته به دسته
پیر و جوون ، با مشت های بسته
از پس دیوارهای شسکته
با عشق و امید ، فریاد می زنن
هم خوانی:
ایران ایران ، ایران ایران ، آباد ایران ، آزاد ایران
آصف:
اُ ، عشق به ایران ، جان من ایران
ماه من ایران ، خاک من ایران
جسم و جان و روح و قلبم ، همه از ایران ، ایران ، ایران
هم خوانی:
ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران ، ایران
یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
تو از نسل دلیرانی ، ای آزاده ی ایرانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
اُ ، اُ ، شیر دبستانی تو ، اهل هر ده و استانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
حرفت ، حرف دل مردم ، از هر گوشه ی ایرانی
یارم ، یار دبستانی ، می دانم که تو می دانی
بگو ایران ایران ، ایران ایران
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران ، ایران ایران
قبله ی ما ، خاک ایران
هم خوان:
ایران ایران
[آهنگ ستاره با همخوانی فرامرز اصلانی و فرامرز آصف]
پُر است خواب ندیده ، باغی از شعر رسیده
سردم است آه کشیده ، رها زی از همه بریده
رمه ای از خود رمیده ، تشنه ی شیر سپیده
مستم از بغض رفاقت ، تندم از عطر سخاوت
تندم از نغز ترانه ، سوزم از شعر ضیافت
رودی از موج جماعت ، خنده ای تا بی نهایت
همه ام زخم همیشه ، برجی از سنگم و شیشه
پُرم از کاخ شکسته ، تیشه ام تیشه به ریشه
موجم از اوج پرستو ، داغم از چراغ جادو
پُرم از دیو و پریچهر ، پُرم از کمند کیسو
پُرم و چه خالی از تو ، پُر و خالی هردو هردو
همه ای بی همه ی تو ، تو عشقت از این همه پُر شد
**********
زیر این آوار آواز ، رو به این تالار بی ساز
پایه ای در راه بی دم ، باسه ی من پاشو دل باز
تشنه ای آبی ترین باش ، خسته از خواب زمین باش
تازه شو از حس بودن ، نازنین تو این چنین باش
پُرم و چه خالی از تو ، پُر و خالی هردو هردو
همه ای بی همه ی تو ، تو عشقت از این همه پُر شد
**********
آهنگساز : حسن شماعی زاده
ترانه سرا : همايون هوشيار نژاد
در کاخ پادشاهی ، در پايتخت شاهی
در شب ميلاد نور ، در قحطی سياهی
با مهر آريايی ، مهربان بانو شدی
مادر ملتی با نام شهبانو شدی
ای مادر گرامی ، همسر مرد نامی
رنجی که برده ای تو ، نداره التيامی
نه وقت بار عامی ، نه فرصت سلامی
از اين همه مصيبت ، نمی شه گفت کلامی
مهر آفرين گلبانو ، ای نازنين شهبانو
خونه رو خاک گرفته ، از بی کسی تا زانو
شکوه تخت جمشيد تاراج آشنا شد
پايه ی تخت کورش چوبه ی دار ما شد
پرچم شير و خورشيد بی يال و دم رها شد
جهنمی به نام دين خدا به پا شد
رنج زيادی برديم ، از دنيا ضربه خورديم
افتاديم از بزرگی ، اما هنوز نمرديم
زنده به عشق ياريم ، تشنه ی کارزاريم
ما امتداد سبز دوباره ی بهاريم
مهر آفرين گلبانو ، ای نازنين شهبانو
خونه رو خاک گرفته ، از بی کسی تا زانو
در سرزمين خورشيد اگر که روشنی نيست
مثل تو عاشق مهر ، تو قصر عشق زنی نيست
رو خط سرنوشته هر دوی ما نوشته
شکسته ها شکسته ، گذشته ها گذشته
تا وقتی که به دل ها نويد عشقو ميدی
وقتی تو رو می بينيم لبالب از اميدی
می گذريم از سياهی ، پا می ذاريم تو راهی
که می رسه به مرز ايران پادشاهی
مهر آفرين گلبانو ، ای نازنين شهبانو