X
تبلیغات
ترانه خانه - *متن آهنگ های داریوش رفیعی
متن آهنگ شب انتظار داریوش رفیعی


شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده ي ناكامي در هجر تو پيمودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من بي تو نياسودم
وه كه شدم پير از غم، آن شب و فرسودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
بودم همه شب ديده به ره تا به سحرگاه
نا گه چو پري خنده زنان آمدي از راه
غم ها به سر آمد، زنگ غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
پيش گل ها شاد و شيدا
مي خراميد آن قامت موزونت
فتنه ي دوران، ديده ي تو از دل و جان من شده مفتونت
در آن عشق و جنون، مفتون تو بودم
اكنون از دل من، بشنو تو سرودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم
منتظرت بودم، منتظرت بودم


برچسب‌ها: داریوش رفیعی, شب انتظار, متن شب انتظار داریوش رفیعی
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 19:22 توسط ya3r |

متن آهنگ شادم داریوش رفیعی


باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا
جان ، گر بزند نازش ، آتش ، بر خرمن من
من ، نکشم تا جان دارم دست از آن دامن
گر مي گدازد يا مي نوازد
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
لب از شکايت ها مي بندم
من عاشقم وز قهر و نازش خرسندم
با موي او ، پيوسته باشد پيوندم
شمعم ميان اشک و آتش مي خندم
لب از شکايت ها مي بندم
باز باز آنکه دلم مشتاقش بود
با مهر آمد و بر مستي افزود
دل دل ، ز آمدنش باشد خرسند
جان جان از نگهش باشد خشنود
چون ، آمد آمد آمد ، آن ماه فريبا
من شادم شادم شادم با مهرش تو دنيا


برچسب‌ها: داریوش رفیعی, شادم شادم
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 19:20 توسط ya3r |



گلنار، گلنار، کجايي که از غمت
ناله مي‌کند عاشق وفادارداريوش رفيعي
گلنار، گلنار، کجايي که بي تو شد
دل اسير غم ديده‌ام گهربار
گلنار، گلنار، دمي اولين شب
آشنايي و عشق ما به ياد آر
گلنار، گلنار، در آن شب تو بودي و
عيش و عشرت و آرزوي بسيار
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
بود مرا، در دل شب تار، آرزوي ديدار
تا به کي پريشان؟
تا به کي گرفتار؟
يا مده مرا، وعده وفا، راز خود نگه دار
يا به روي من، خنده‌ها بزن، قلب من بدست آر
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
(لب خود بگشا)2 به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
(نشدي عاشق)2 زکجا داني
چه کشد هر شب دل من گلنار


برچسب‌ها: گلنار, داریوش رفیعی, آهنگ های قدیمی
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 15:2 توسط ya3r |

متن آهنگ باد بهاری داریوش رفیعی



باد بهاري  بر گلشن رونق هستي بخشيده
قطره شبنم بر گلها مي شده مستي بخشيده
خوش بود اکنون مستانه با تو ره صحرا گيرم
مست طرب چون پروانه در بر گلها جا گيرم
تو بسي بهتري ز نرگس و ناز ديده را با رخت به گل چه نياز؟
چون پروانه جان به هوايت در پرواز
آتشين گل شد فتنه انگيز اي گل من! چون فتنه برخيز
شعله آسا رقصد لاله به ساز باد با چمن ها بشنو راز و نياز باد
هر طرف جلوه کنان ياسمني  جلوه کن جلوه که خود ياس مني
چو غلغل و شور و نوا به هر چمن گشته به پا
بيا بچينيم گلي از هر چمني


برچسب‌ها: داریوش رفیعی, باد بهاری, متن آهنگ های قدیمی
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 14:56 توسط ya3r |

متن آهنگ خواب و خیال داریوش رفیعی



خوابي بود و خيالي، ما را روزِ وصال 
رفت از ياد و تَبَه شد، حال آن خواب و خيال
روزي دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردين، لرزان قطره ي شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال
جان را نشاط و مستي، از روي تو بود
دل را اميدِ هستي، بر موي تو بود
ريزان ز شاخه سوسن ها، گل ها بر سر ما
لرزان زعشق و بي تابي، هر دم پيکر ما
اي کاش دامانت را از کف نمي دادم
چه شد آن وفا چه شد آن صفا
ز چه از چشمت افتادم
چو گذشته ها به برم بيا، که دهد غم بر بادم
خواهم بار ديگر با تو به صحرا رفتن
غم ها از دل بردن، خوش به تماشا رفتن
اي رفته بيا تا نروم از دست
کين زخمه ي غم پاره دلم بشکست
اي رفته بيا تا نروم از دست
کين زخمه ي غم پاره دلم بشکست
خوابي بود و خيالي، ما را روزِ وصال 
رفت از ياد و تَبَه شد، حال آن خواب و خيال
روزي دلکش و خرم بود، فارغ خاطرم از غم بود
بر گل از نم فروردين، لرزان قطره ي شبنم بود
وه زان حُسن و جمال، وه زان حُسن و جمال


برچسب‌ها: داریوش رفیعی, خواب و خیال
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1391ساعت 14:55 توسط ya3r |

ترانه يوسف کنعان ( آلبوم قدم رنجه ) : جز معدود کارهای ستار و سياوش قميشی که ترانه زيبايی رو خلق کردند


آهنگساز : سياوش قميشی
ترانه سرا : مسعود فردمنش


يوسفم بستم دگر بار سفر ، يوسفم کنعان نميخواهم دگر
بر ذليخايی دگر دل دلده ام ، از هوای عشق تو افتاده ام
از هوای عشق تو افتاده ام
در دل افسانه ها جانانه ام را يافتم ، آتشی بودم من و پروانه ام را يافتم
ای که از ما دل بريدی و به دنيا باختی ، رفتی و با رفتنت دنيای ما را ساختی
ای خدای دل ببين اکنون به کفر افتاده ام ، من ذليخايی دگر را در دلم جا داده ام
با من عاشق تو بد کردی ز يادم ميرود ، من دعا کردم خدا هم از گناهت بگذرد
من دعا کردم خدا هم از گناهت بگذرد
يوسفم بستم دگر بار سفر ، يوسفم کنعان نميخواهم دگر
بر ذليخايی دگر دل دلده ام ، از هوای عشق تو افتاده ام
از هوای عشق تو افتاده ام
ميروم در قعر چاهی من سفر ، تا نماند از من يوسف خبر
من به عشق روشنايی می روم ، من بدنبال رهايی ميروم
من بدنبال رهايی ميروم
يوسفم بستم دگر بار سفر ، يوسفم کنعان نميخواهم دگر
بر ذليخايی دگر دل دلده ام ، از هوای عشق تو افتاده ام
از هوای عشق تو افتاده ام
تو هنوز اندر غم و اندر خم يک کوچه ای
من هزاران کوره راه و راه را طی کرده ام
از حقيقت می گريزی و زمن بيگانه ای
من بدنبال حقيقيت چاه را طی کرده ام
آنقدر آسان نبود گر تو حقيقيت داشتی
عاشقی بودم من و ديوانه ام پنداشتی
يوسفم من عاقبت از عشق کنعان سوختم
زندگی دادم بسی تا درس عشق آموختم
زندگی دادم بسی تا درس عشق آموختم
يوسفم بستم دگر بار سفر ، يوسفم کنعان نميخواهم دگر
بر ذليخايی دگر دل دلده ام ، از هوای عشق تو افتاده ام
از هوای عشق تو افتاده ام


+ نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 22:37 توسط ya3r |